اخرین راه

خب ای دیش رو زدم تو forget passwors  و براش لینک اس ام اس دادم شاید اینطوری بتونم بفهمم زندس !

خواهرشم ک بلاکم کرد اون سری

این دفعه بخوام بپرسم دیگ مودب نمیشم مستقیم میگم سلام فرزاد کجاس ؟؟

ولی خب خداروشکر از فازش در اومدم وقتی فک میکنم اگ بهش پیام بدم ی دختر اویزون و **** میشم واقعا چندش اور میشه قضیه ...

پتو

پتوی خواهرزاده جان اوم‌د اول اس اومد ک سیده آنی بیا تا ساعاتی دیگه دیجی کالا میرسه کد تحویلم داشت..بعد تو کد تحویل عدد ۸۵ بود گفتم خدایا  من روم نمیشه ب اقاهه بگم 😂😂😂😂😂😂البته شوخی میکنم انقد مریض نیسم :| هیچی ‌دیگه رفتم پایین گوشی زنگ خورد بابام رفت😩دلم براش تنگ شده بود 😂پتو خیلیی عاالیه نرمم جنس خوب هیچکس نخریده بود نظر نداده بود ولی عااالی  بود من پتوی ب این نرمی ن‌دیدم پتوی اسپایدر من :|

اوه

همین الان ک من بیس سالمه فرزاد ۱۸ ساالشه اخییی نازییی😂😂😢😢بهمن میشه ۱۹ ...هعی ....حیف ک سرمای زمستان تورا سرد کرد

دیگ بخوابمم راهی واسه برگشت نیس کسی بجاتم نمیاد....

رفتی ک چی شه ؟

بام نبود کسی تا وقتی بام بودی در میومد اشکت اگ جام بودی...

میون این همه سرگردونی..دل من گرفته ماه پیشونی !

داره میسوزه دلم واسه خودم اخ منه بیچاره...

بسه دیگ اینا ی تیکه از اهنگای مختلف بودن ک یهو ب سرم هجوم اوردن

مادرم گفت همون اول فهمیدم عاشق شدی بروت نیوردم گفت یکی از نشونع هات این بود ک اهنگ زیاد گوش میدادی ! و ب خودت میرسیدی شیشه عطر و خالی میکردی میرفتی😂😂متاسقانه همش با دوچرخه میرفتم سر قرار باد میزد کلاا بوی عطر میرفت😂😂هعییییی خدا..هعی...بریم ..ب

قول یکی از یچه ها خدا بزرگه !

هعی

دیشب بخاری کم بود الان ابریزش گرفتم چرا انقد سوسولم اخه نیم ساعت از هفت هشت ساعت کمتر بخوابم صبحش ابریزش دارم ! من راهنمایی ک بودم تا پنج و نیم صبح کلش او کلنز میزدم تا شیش نیم ساعت میخوابیدم میرفتم مدرسه 😂😂😂😂خدایی چ سمی بودم ولی یروز یخودم اومدم و قسم خوردم دیگ بخاطر کسی و چیزی از خوابم نزنم و تا امروز ک شیش سال تقریبا میگذره رو قولم موندم ینی فرزادم یبار باهاش تا دوشب حرف زدم پیچوندمش خوابیدم ! تا این حد ...باز نشد من عین ادم  پست بزارم اسم اونو نیارم..دیشب خواب مریمو ‌دیدم همون دختری ک سال دوم کنکور ینی پارسال گند زد ب من و وارد حاشیم کرد ! لنت بهش فک کن هیکل مریم ولی کلش باباش بود گفتم اع مریم سیبیل گذاشتی ؟ بعدم رفتم خونه انیتا با مامانم چن روز یمونیم مامانشم دیدم :| نمیدونم چرا همش خواب آنیو میبینم ...شاید براش زنگ زدم علی رقم اینکه از دوساش نفرت دارم و خودش چون خیلی خیلی پولداره و پزشو همش میده ولی خدایی برام مهم نیس و ب چشمم نمیاد ینی کلا دختر خوبیه با معرفته..جعبه موزیکال فرزادم خونه این رفت 😂😂اخرشم اتیشش زد مرتیکه بچه !

خب دیگ بای

راستی

شب و روزتوون خوش

عقده ای

جوریه ک حرف تو دلم زیاده ولی اگ عقده ای باشی جوابتو نمیدم و سکوت میکنم😌تجربه اینطوری زیاد داشتم و طرفم بعدا بروم اورده و هرچی براش توضیح دادم ک بابا فلان و فلین معتقد بود من اشتبا کردم ک وسط بحث پیامشو سین نکرده پاک کردم

یکم لاشی بازی ب نظر میاد ولی خب من ادم دلسوز و مهربونی هستم کسایی ک منو میشناسن میدونن فک کن طرف چقد باید چیز باشه ک من اینطوووری حالشو بگیرم

حالا بگذریم

اها راستی تو بزن برقصای س  چارسال پیش ک تو مدرسه و حیاطش داشتم همیشه دوستام منو قال میذاشتن منو مییردن دفتر ک اره لیست کسایی ک باهات بودن رو بگو من نمیگفتم !! خودشون رو کشتن نگفتم ولی ییار ی دختره ی تیکه بهم انداخت فرداش گوشی اورد لوش دادم :))))))))

واقعا حالا ک فک میکنم خیلی انتقام جوام و این بخش خیلی خیلی کوچیکش و در واقع مثالش بود

ولی راستی !؟

چرا از کاپیتان انتقام نگرفتم !!؟؟

شاید مادرم گرفته باش کی میدونه

کاش میشد ب بابا جونم بگم مطمئنا زندش نمیزاره ولی نمیتونم بگم پای خودم بد جوری گیره مثلا بیاد چی بگه؟ دختر شما س سال منو اسیر کرد ر بر ب من پیام داد نفرینم کرد ازم بد گفت تحقیرم کردو شایدم بگه س سال ادعای عاشقی کرد

البته هیچوقت بهش نگفتم چقد دوسش داشتم...فقط یبار اسفند ۹۸ بهش گفتم خوشحالی و ناراحتی من تویی ! و در کمال تعجب گفت توام !! گفتم چی؟؟؟؟؟گفت وقتی تو اینطوری هستی چرا من نباشم

اقااا باز من دارم قلب درد میگیرم بریم بخوابیم

بای😔💔

کاپیتان نامرد ....دوماه تا تولدت مونده الان باید ب فکر این میبودم ک پولامو جمع کنم ی ملیون شع برات ی هودی مارک بخرم💔💔حیف ک لیاقت نداشتی و منو از هرچی رابطه و پسر و مرد و همه چی متنفر کردی

تا بیس سال دیگم تو  استراحت عاطفی میمونم فک کردم امروز شرایطش نبود ولی زر زدم کلی پسرای خوب و باکلاس این تابسون دورم بودن ولی همشو نوو رد کردم (کلی ینی چنتا)

هوف باز دارم چرت میگممم بااای شب خووووش

دختر کلش باز

من تا لول ۱۴۰ کلش او کلنز رو وقتی هشتم بودم رفتم..اخرشم اون مشاور جیری (ک) با خانوادم جلسه تشکیل داد و جلوی بابام کلی چرت و پرت گفت هنوز یادم میاد خجالت میکشم بعد بابام برا اینکه احساس راحتی کنم دستامو گرفت تو دستاش فشار میداد اخه زنیکه کلش او کلنز چ ربطی ب پریودی داره !؟ خدا شفا بده ...اه اه چقد چندش بود اخر یروز ازم پرسید من بیام راحت تری یا نیام گقتم راستش اصلا خوشم نمیاد شما میاین نمره هامو چک میکنین فک کن کل مدرسه فقط من بودم ک اینطوری بودم بخاطر پدرم هر ماه میومدن نمره هامو چک میکردن و ب اداره گزارش میدادن :| خداروشکر ک دیگ زنگ نزد پارسال زنگ زد گقت رتبه کشوریت چنده !!!! اسکللل

چقد پشتش بد گفتم من عادت ندارم پشت کسی بد بگم حتی دشمنم خدا منو ببخشه..خانوم خوبی بود ولی من بدم میاد تو زندگیم فضول باشه !

بای :|

خب

ی پست میزارم پست قبلیو بشوره ببره والا چی بود اون :| همش از گذشته میگم خب زندگی خاصیم ندارم طبیعتا ذهنم میره سمت گذشته...بهتون قبلا گفتم ن؟  بیخی نمیگم ...بعددد چارشنبه باید برم باشگا..چ زود اذر اومد ‌دیگ باید شروع کنم دی بیاد دیگ ناامیدی ک نمیشه دیر شد منو فرا میگیره ! هعییییی ....ب پشتیبان ب دوست ب همه دروغ میگم حتی دیروز مادر بزرگم زنگ زد ک چرا تنهایی  میومدی خونه ما میخوندی  منم گفتم ن من همینجا راحتم تو اتاقم میخونم :| تقصیر من نیس انقددرررر رو مخم راه رفتن و من خودزنی کردم و طوری زدم تو سرم ک تا ساعت ها سرم تیر میکشید دیگ حسااس شدم ...چن وقته دیگ سحر خیزم نیسم .ساعت هشت بلند میشم ...حداقل شیش خوب بود ...همین دیگـ...احساس تنهایی نمیکنم ناراحت نیسم ب اون ادم حسی ندارم ب کسی حسی ندارم تنهای تنهام....فقط دلم میخواد برم دانشگا؟؟؟؟واقعا دلم میخواد؟کاش این توهم ک قبولی پزشکی هم این غم مدفون در من رو از بین نمیبره رو بندازم دور ...من شک ندارم برم دانشگا قشنگ وارد اجتماع بشم دیگ فراموشش میکنم..ولی بچه ها حالا ی درصد من رتیم خوب شد (برا تعیین هدف میگم) برم پزشکی یا دندون ؟؟؟پزشکی میگن خیلی سخته اینترنا هم ک کلا عاصی ان فقط فش میدن ولی دندون خواهرم هست دیگه خیلیی خووب و اسونه الانم کلا کلینیک کار عملیه...از طرفیم اگ دندون برم میتونم برنامه نویسی یاد بگیرم اگ پزشکی برم فک نکنم چون سنگینه..ولی من عاشق پزشکیم ...ولی از سختیش میترسم..نمیدونم ..حقم دارم...همون موقع ک نهم بودم پدرم گفت اگ تحربی بری ک پزشک میشی اگ ریاضی بری رتبه خوب میاری من میفرستمت بری اون ور حالا انتخاب کن..ولی ب خودم اطمینان نداشم ک ریاضی یخونم چون ضعیف بودم و رفتم تجربی از ترر س وگرنه همهه بمن میگن تو توی کامپیوتر دنبالشو بگیر یچی میشی هم کامپیوتر هم ورزش -_ نمیدونم مادرم اصرار داره دندون و منو مردد میکنه !

حارا انگار قبول شدم ولی خب تعیین هدف مهمه دیگه...من از هفت سالم بود پدرم تو خونه با اینکه ستا خواهر بودیم میگفت دکتر آنسه ب بخش جراحی😂😂ا

دیروز میگفت اوون انسه ای ک سخت کوش بود ابتدایی اول بود راهنمایی و دهم و فلان رو یادت بیار میخواسم بگم بابایی ی پسره منو اذیت کرده برو حالشو بگیر ولی پای خودمم گیر بود😭😭😭😭😭😭

 

بای :|

افسوس‌

امروز خونه ده ساعت خالی بود و افسوس ک با بیس سال سن کسی نبود بیارمش ! خیلی حیف شد😂😢البته بودم نمیوردم ...البته ییار ابولفضل رو اوردم😂😂😂😂پنج دقیقم نموند رفت میدونی چیشد من  با فرزاد قرار داشتم هر دفعه ی ریعـ یا بیشتر دیر میکرد و من با عشق منتظرش میموندم..ابولضفل بیچاره میخواس کادو تولد بده یهم کافه پنج مین دیر کرد زدم رفتم خونه😂😂هیچی دیگ رفتم خونه دیدم سلفی داده از تو کافه میگه کجایی منم گفتم یا میای یا کات اوایل رابطه بود اومد کادومو داد بزور باهام سلفی گرفت میدونس بدم میاد گفت حقته البته بعدا پاکش کردم خوبم نیفتاده بودم فک کنم فقط میخواست خونمون بیفته:| هییچی دیگ کادومو داد ی اینه دست  ساز بود بعد گفت هیکلت خویه من دوس دارم لباس خاصیم نپوشیم همون  لباس خونگی بود ی شلوار و تیشرت بعد رفت تو راهرو گفت حتی نمیخوای بوسم کنی؟ (منظورش لب بود )منم نامردی نکردم گونشو بوسیدم افسوسو تو نگاش دیدم رفت و ی ریع بعد مادرم  اومد

اینم خاطره پسر خونه اوردن من

حالا همسایه های ما همه فضوول همه همو میشناسیم..خدا بهم بدجوری رحم کرد

ابولضلم پزشکی میخوند..زیست درس میداد مشاور بود پسر خوبی بود من انکار نمیکنم ک لحظات خوشی رو باهم داشتیم ولی متاسفانه من ادم حسایش نکردم و لاشی بازیم کرد قک کن سال ۹۸ باهم بودیم ی پنج ماه بعد امسال درباره ی کنکورم ب گوشم رسیدع پرسجو کرده -_ ولی خب لاشی بازی در اورد وقتی ولش کردم ی اهنگ غمگین گذاش چنلش فقط همون روز یکم گریه گردم و از فرداش انگار ن انگار ابولفضلی بود😂😂😂😂من ابولی صداش میکردم اخیی یادش بخیر میگفت تو اولین کسی هستی ک بهش اجازه دادم بهم یگه ابولی اخرین بار هشت سالگی عموم گفت..یبار ب فرزاد پیام دادم یهش گفتم گفت من اینجا شلغمم دیگه ؟ 😂😂😂😂😂وای خدا

حالا فک نکنین من لاشیم ن برین بهمن ۹۸ بخونین تو پارک گوشیش دزد گرفت منو ول کرد رفت میخواسن بهم تجاوز کنن :| انق‌ جیع زدم کاریم نداشم دلشون سوخت تازه بهشون گفتم میشه کرایه ماشین بگیرم از پولا گفتن بگیر دیگم اینجا نیا دوتا معتاد تازشم داشتیم کات میکردیم گفت تولدم اذر نیس تیره 😂😂😂😂😂😂😂خداروشکر براش کادوی چرت خرید ی عود و اسانس و اسانس سوز 😂😂خیلی تو ذوقش خورد

بسه دیگ بخوایم

بای

هرجا هستی سلامت باشی ابولفضل جان اون سری  ک پیام داد بعد یسال صداش بغض داش ..امیدوارم منو ببخشی ک ولت کردم هرچند اگ نمیکردم شرف خودم ب باد میرفت حتی دوستات مسخرم میکردن ...همین

تصمیم

تصمیم رو گرفتم یچیزی بین فانتزی و طبیعی عمل میکنم❤خدایا قسمت کن ❤

اگ سال بعد قبول نشم ب نفع پدر مادرمع والا حداقل صد ملیون پیاده میشن ب خودشونم گفتم من بدبخت ک ن گوشی داشتم ن  لپ تاپ هیچی باید اخرین مدل و بهترینو برام بگیرن من اصا این مدلی نیستم ک اخریو بخواما ولی خب سال ها دست یچه ها بود و من نداشم عقده ای شدم میخوام حالشونو بگیرم....ظلم کردن ظلم..اونایی ک از هفتم گوشی داشتن کجان؟ همشووون پزشکی دارو فیزیو میخونن بیشترشون پزشکی کسی ک گوشی نداش مث من و هانی چی ؟؟.؟. هه خودتون قضاوت کنین...شایدم تقصیر خواهر اولیمه !!

در کل فاک

بای

چراا‌

چرا ماهی یبار ی پسر ک تو وبش  نوشته بیا چیزچت کنیم ب من کامنت خصوصی میده

میگه  سلاام ؟؟؟؟این دفعه ببینم ای دی تلتونو میدم صیغه ساعتی ر ب ر پیام بدن دهننون سرویس شه در من چی دیدین ؟؟؟ من دو س ساله قلبم برا هیچ پسری نتپیده و هیچ پسری رو ب غیر دوست و برادر ندیدم خجالت بکشین تو زندگیم فقط یبار رو یکی حساب باز کردم ک اونم رفت دیگ اشتبا نمیکنم البته ربطی نداش خدایی چون اونی ک پیام گذاشت ک نمیخواد من عاشقش شم :|  ن ولی در کل میخوام بگم از این طور چیزا بیزاااااارم بیزاار هشدار اخرمم میدم یا اینکه میام با حیله گری شمارتونو میگیرم میدم صیغه ساعتی قبلنم اینکارو کردم ب س نفر دادم اون س نفر تو  پنج دقیقه بیس بارزنگ زدن

 

دیگ خود دانید منو عصبی نکنین !

بای

مینبحختدا

بازومو ب بابام نشون دادم گفت اوووو ذوق کرد پدر من ادم سخت گیریه الکی روق نمیکنه منم خوشحال شدم :) فردا شلوارک میپوشم باشگا س هفتس شلوار پوشیدم امیدوارم یخ نزنم از سرمااا..برم بخوابم خواهرزادم رفت زود میخوابم بای

 

یاد

ی یادیم کنیم از این چت تاریخی فروردین ۹۹ خدایی من چرا انقد اسکل بودم ؟؟؟؟ چرا نزدم تو دهنش 😂😂😂ینی الان اگ برگردم ب عقب هر چی تو دهنم هست ب اون هرزه میگم منو میبره جای خودش اخه منو چ ب خیانت خیانت ی ارزش اخلاقی  بده بمن نمیخوره والا با خودش چی فک کرد !؟ حالا بیخیال خودتون بخونین ببینین گیر چ مریض روانی افتادم الکی سگ مییشد پاچمو میگرقت قک کنم اثرات مواد مخدر بود😂😂

کلیک کن

درررس

خواهرزاده رفت از فردا یا امروز غروب مامانو میارم پیش خودم باهاش درس میخونم..البته ظاهرا همه فهمیدن تقلب میکنم😂😂خواهر دومیم ذهنشونو فعال کرد..تقصیر خودشون بود من ازمون اول داشم میخونم یهو من تهدید کردن منم ترسیدم گفتم تقلب میکنم...درسم کنار گذاشم...از روزی ک ب پدرم گفتم از همتون متنفرم بابام یجوری شده حتما با خودش میگه...بیخیال حوصله ندارم

اگ مامان بیاد را میفتم اون سالی ک اون ادم ولم کردم مامان کمکم کرد بتونم درسا رو پاس کنم ! معلمام خیلی کمکم کردن ..خدا ازشون راضی باشه ...ولی دوستام ن ینی اولش کنار کشیدن گفتن این چ پسریه باهاش دوس شدی یا ما یا اون ولی من ناراحتم و هنوز تو دلم هست نباید اینکارو میکردن ! وقتی اولین بار ی کات الکی کردیم ک مهسا باعثش بود کشید کنار هانیم رفت پیشش و من تنها موندم و خودمو پیش اون ادم کوچیک کردم! همونجا بود ک پیشش بی ارزش شدم ولی وقتی علی مهسا رو ول کرد با پدر مادرم دعوا افتادم ک بتونم برم خونه مهسا کنارش باشم در صورتی ک عین خیالش نبود و فقط میخواس از من کار بکشه اتاقش تمیز کنم اینو وقتی فهمیدم وقتی داشتم قفسه اتاقش  تمیز میکردم ازم عکس گرفت و استوریم کرد و نوشت وقتی ب بهونه درد و دل میاریش خونت !!! من هیچکیو دوس ندارم نمیخوام دوست صمیمی داشه باشم دو ساله با کسی کافه نرفتم بزار دانشگا قبول شم بگن باهامون بیا بیرون میزنم تو دهنشوووون ..بیخیال قیاقه من الان : 😡😡

یادش بخیر وقتی ولم کرد رفتم پیش روانپزشک گفتم اقای دکتر من درک نمیکنم من نمیتونم باور کنم ی پسر بیاد بغلم کنه بوسم کنه بگه دوست دارم ابراز علاقه کنه یهو بره من نمیتونم....

از خرداد تاحالا بهش پیام ندادم فکرم نکنم بدم ولی یروز ک پیج کاری زدم فالوش میکنم تا ببینه

ببینه

چیو؟

دختری ک رهاش کرد....

😌😌

 

مو

مو از دلت چیزی نمیدونوم ولی تو سردیو مو ایجور نمیتونوم...شب خوش بوس ب همتون بجز پسرای وبلاگ 😁😁یک نظر حلال است

امروز هانی میگفت ما بعضیا رو ‌دوس نداریم فقط میخوایم باهاشون سکس کنیم ..میگف وقتی مغزمون یکیو میبینه تحلیل میکنه تولید مثل باهاش خوبه یا ن منم اضافه کردم مردا از زنای کمر باریک خوششون میاد چون اجداد ما فهمیدن کمر باریکا برا تولید بهترن😂اقاا بریم بخوابیم

ولی من خیلی دوس دارماا ولی از اینکه دست ی مرد یهم بخوره نفرت دارم حالا شاید اگ مطمئن شم تا اخرش ما همیم قبول کردم

روش فک میکنم😳😁

بابای جانِـــم

شور

خواهرزادم عصبانیم میکنه از این حجم از پول خرج کردن ! کاش منم میتونسم یروز سیصد تومن خرج کنم :| مادرم از دیجی کالا برام پتو خرید لج کرد پس من چی و پتوی مرد عنکبوتی خرید 😒😒 لوس 

البته دوسش دارما من بزرگش کردم کلا دست من بود ولی خب چون کم پولم و رومم نمیش از پدرم پول بگیرم باز این پول خرج میکنه داغ دلم تازه میشه

تو حسابم صفر تومنع بعد کنکور  از پدرم دو ملیون گرفتم همشو فست فود خریدم و دیجی کالا خرید کردم حرفم میدونی چیه؟ حرفم اینه ک اصلا پس انداز ندارم در صورتی ک مادرم سالای پیش انقدر پس انداز کرد ک ی زمین خرید و الان اون زمین خیلیی گرون   شده اون وقت منو ببین کاش یکم مث اون بودم

خوبم

خوبم.یکم بی حسم. مثلا وقتی اسمشو نیار ولم کرد چن ماه شبانه روز گریه کردم و بعدش دیگ تا چن ماه نتونسم گریه کنم و برزخ من بو‌د.گریه خیلی خوبه من عاشق گریم از نظر علمیم نگا کنیم  همینه..خلاصه ک امیدوارم اونطوری نشم.

همین دیگه

:))

ببخشید فعلا کامنتا تایید نمیشن ولی میخونم و لذت میبرم.

راستی روم نمیشه برن طبقه پایین!

فعلا ک هستم همیجا نمیخوام باهاشون روبرو بشم

دعوا

مامان گفت بابا میگه اگ غیرپزشکی قبول شی حق نداری شهر دیگ بری منم دعوا افتادم بابام میاد میگه چیشده خواهر دومیم ک خیلی شاکی بود گقت تو همچین حرفی زدی گفتی اگ پرستاری قبول شه باید شهر خودمون بره پدرم گفت ن من گفتم رشته های خیلی داغون ! اینم از مادر نقرت انگیز من بعد داد زدم گقتم از همتون نیش و کنایه و زخم خوردم از همتون متنفرم بابا گفت از منم !؟ گفتم اره ! فک کنم بیشتر از همه بابا ناراحت شد چون خیلی مراعاتم میکرد مامانم ک حق ی جانب ...دیگ نمیتونم ببینم بخاطر اشکا :))))))

خدایا شکرت منو زنده نگه داشتی ک شکنجم بدی اینطوری

از شما وبلاگایام متنفرم

من میمیرم یروزی میمیرم و این بازی کثیفو تموم میکنم من خستم من مرگ میخوام

برم اهنگ گوش بدم

فردا ی روز جدیدع فردا ی روز تازس

یادم نیس ولی فک کنم گفتم از ویلاگیا متنفرم ب دل نگیرین شما تنها دوستای منین جز شما کسیو ندارم کامنتاتون میخونم مرسی زهرا گلی...مرسی از همه...دیگ برم......

اعصاب

اصلا حوصلع و اعصاب ندارم بیشتر بخاطر خواهر و خواهرزادمه خواهرزادم کلا دست منه و خواهرم کلا دارع گوشی بازی میکنه با دوستاش پیام بازی میکنهــ....هوفف کی میره پس البته بمن ربطی نداره چون خونه پدرشه ولی اعصابم خورده ک انقد تنبله همین منو نمیبینین ۲۰ سالمه گوشی ندارم؟ خواهرم ۲۷ سالشه تو ۱۶ سالگی پدرم اوون موقع براش گوشی عالی خرید رفت دوس پسر گرفت و با همون پسره ازدواج کرد بزور و گند زد ب اعصاب هممون ...حتی چن ماهیه ک پسررو خونمون را نمیدیم ! خیلی بی فرهنگع ینی ن هرزس ن بی ادب بی فرهنگه فاصله فرهنگی داریم ...خواهر بدبخت بیچاره من ...داشتم میگفتم شاید اگ خواهرم همچین کاری نمیکرد پدرم بمنم ازادی میداد و دگ وسواس نمیگرفت منم عقده نمیشدم با اون فرزاد حرومزاده نمیرقتم..چشام پر اشکه داغونم از خانواده از دوست از همه بریدم از خدا بریدم فقط بازی مغز برام مونده ک عشق فرزاده ک منو نگه داشته خاطرات اونه ک زندگی رنگ میده و خلام رو پر میکنه..دیشب خواب امام رضا دیدم بیدار شدم دیدم داره اذان صبح میگه حین کلنجار رفتن برای بیدار شدن خوابم برد...لنت ب این زندگی..خدایا اگ اذر ۹۷ میمردم اینطوری نمیشد امیدوارم پزشکی قبول شم سر عمل بینی بمیرم ! همین

بای..

 

 

ای

ای رفیق قدیمی ...تو ک هنوز زندگیمی..بگو کجارو دنبالت بگردم ! . . . ولی ...بیخیال

بازم باشگا

شب خوابم تقریباا خوب بود  ولی صبحانه سالاد الویه خوردم و امروز تو باشگا بلانسبت مث سگ ورزش کردم😂 ببشتر ایروبیک خیلی ورزشش خشن و درد اورده مربی پوستمونو میکنه و من خیلی اینو دوس دارم ی تیکه انقد سخت بود کل باشگا وایسادن فقط من میزدم ولی یعدش پاهام قفل شد :| همین دیگ..خواهرم اس داده آنی چیکا میکنی درس میخونی یادت نره چرا پشت کنکور موندی حرفاش تاثیر نداره از چشمم افتاده بخاطر کنایه هاش این بیشتر بر خودش میگه نمدونم بیخیااال

بای