زندگی...
..
14 15 سالم ک بود ارزو داشتم پسر باشم ک شبا برم بیرون وسیگار بکشم...یکی دوسال شد و با خودم گفتم بخاطر محدودیتی ک تو کشورت هست از جنسیتت ناراضی نباش و بیخیالش شدم ولی بماند همون چن وختیم ک این فکرارو کردم و جنسیت خودم رو نادیده گفتم بعد از سال ها ک الان میشه برام بیماری هایی رو افرید !..17 سالم شد...شب رفتم بیرون...سیگار کشیدم...دوچرخه سواری میکردم....دیگ پسر بودم جذابیت نداشت ! ب همون حرفی ک قبلا زدم رسیدم :)...ولی....الان ب ذهنم خطور کرد...کاش پسر بودم..کاش پسر بودم
کاش پسر بودم وبرای دختری ساده شعر میگفتم....کاش پسر بودم و صورتشو نقاشی میکردم...کاش پسر بودم و براش گل رز میخریدم....جنگل رو با ریسه چراغونی میکردم و میبردمش ! براش تابلو های تقاشی عاشقانه میکشیدم....عکسامونو تغییر میدادم رو هودی چاپ میکردم بهش میدادم
شاید بگین تو دیوونه ای و یا دوس داری یکی برات اینکارو کنه..یا اینکه خودت برا یپسر اینکارو کن .ولی متاسفانه شما اشتبا فک میکنین!
اول اینکه واقعا تاحالا بهش فک نکردم ک اصا دوس دارم ینفر برام اینکارو کنه یا نه ! چون من معتقدم ادم تا وقتی ک از نظر عاطفی و .....خلا داره نمیتونه عاشق شه چون سعی میکنه با فکر ب مثلا عشقش از زیر مسئولیت های زندگی در بره و مسئولیت زندگیش رو گردن یکی دیگ بندازه و این ینی اوج اقتدار رو از دست دادن ! پس نتیجه میگیریم من اصا هنوز ب اون درجه نرسیدم ک بخوام براش فانتزی بسازم !
بعدم اینکه من اولین بار در سن 17 سالگی با ی پسری دوس شدم....در واقع فقط دوس شدم و وقتی یروز بهم گفت من ب دوستم گفتم دارم میرم پیش جی افم من تازه فهمیدم اوههه من جی افشم !!!!...بعد همین اقا همین یماه پیش بمن میگه تو سریع فاز برداشتی چیزی بینمون نبود :| بماند حاالا داشتم میگفتم
خب اگ دارین میگین برا یپسر اینکارارو کن باید بگم نه ! من برای همون پسر نقاشی کشیدم منی ک از هنر سر در نمیوردم نقاش شدم و ی نقاشی خوشگل کشیدم و براش فرستادم ولی اون بلاکم کرد....من براش جعبه موزیکال خریدم ولی اون اتیش زد....من براش کتاب شعر بردم گفتم بیا باهم بخونیم ولی اون کتابو زد کنار گفت بیا بغلم ک با من چیر کنه !
نمیدونم چی بگم الان ک نوشتم فهمیدم در من واقعا ی احساس سرکوب شدس .ینفر واقعا در حقم بی انصافی و بی توجهی کرده
دلم برا خودم میسوزه ولی مهم اینه ک قوی تر از قبل شروع کنم ولی خب من همش از این حرفا میزنم و کو عمل ؟ پس بهتره کمتر چیز بگم
ب قول مادرم زبون باز خوبیم :|
همین دیه بای
و اما مسابقه ی جذاب لنتی اقای ج تموم شد و من با ۳۳ رای نفر دوم شدم
از همه ی کسانی ک منو انتخاب کردن و رای دادن و مهم تر از همه از برگزار کننده این مسابقه ک هیجان رو طی چن روز (همچنین تپش قلب(الکی)) رو بمن هدیه داد تشکر میکنم
این رز قرمز هم مال شما🌹🌹
و اتفاق خوب این بود ک طی این مسابقه اقای جیم ب اقای جیم جون تبدیل شد![]()
همین دیه بای :|