میخوام از اتفاقای سال 98 بنویسم تا برام خاطرع بشه بعدا....

سال نو رو با یاد فرزاد تحویل کردم و گفتم امیدوارم سال بعد  در کنارم باشی ک هست و نوشتم خواستم رو و بهش رسیدم...خدایا شکرت

تازه از بیمارستان بخش اعصاب  و روان مرخص شده بودم و ب دلیل مصرف قرصا همش خواب الود بودم....خدایا شکرت!

درس نخوندم و کاری جز افسردگی و ناراحتی نداشتم....امتحانارو با یاری خداوند متعال با نمره های نسبتا خوب پاس شدم و همه میگن معجزه ای در کار بود! خدایا شکرت!

تابستون همش میخواستم درس بخونم و نشد....شرو نکردم....سال تحصیلی شرو شد و من باز هم شرو نکردم....با بدبختی و فلان امتحانارو پاس کردم باز....ب فرزاد ماهی یبار یا چن ماه در میون پیام میدادم.....هنوز ب یادش بودم!

مهر ماه  بود ک با ی پسری ک ظاهرا خیلی مثبت و انسان بود اشنا شدم....باهم 5 ماه بودیم و جدا شدیم و تازه فهمیدم اسیر چ گرگی  بودم...البته لحظات خوشی رو در کنار هم داشتیم و من انکار نمیکنم و هیچ حس تنفری بهش ندارم امیدوارم هرجا هست شاد و تندرست باشه!....

اردیبهشت ماه 97 مدرسه نرفتم ب دلیل فشار روانی زیاد

با ی پسر ک ارزش های اخلاقیش با من نمیخورد دوبار بیرون رفتم و ب مدت ی هفته باهاش حرف زدم و بالاخره رامو کشیدم رفتم!برای اونم هرجا هست طلب خیر و رحمت میکنم !

دزد دیدم و میخواستن بهم .......ولی خدارو شکر ک چیزی نشد

ی تجربه باحال انجام دادم و پسر اوردم خونه خخخ البته کاری نکردیم در حد دو دقیقه ابان ماه کادو تولدمو داد و رفت! بازم خداروشکر ک لو نرفتم

یمدت بی خدا شدم و ب خدا اعتقاد نداشتم....

بعددددد....

با خواهرزاده جانم اوقات خوبیو داشتم.....نوروز پارسال کلا با مهسا دور دور بودم!....

در کل میتونم بگم پرچالش ترین سال من و بهترین سال من امسالم بود ک من زندگی کردن رو یاد داد کلی با کتابای خوب اشنا شدم!.....

و این 4 روزی درس خوندم و بالاخره قفلو شکستم....

فردا قبل اذان صبح تا سال تحویل عود و شمع روشن میکنم و برای سال جدیدم و دوستام انرژی مثبت میفرستم:))

خلاصه ک سال پرچالشی بود

انقدم مشکل داشتم ک ب مشکلای کشورم فک نکنم ینی این توانایی رو داشتم ک روشون تمرکز نکنم تا ناراحت نشم!

و در آخر خدایاااا شکرت میکنمممممم ک سال تحویلم رو افسرده نیستم و هدف دارم و دارم برای زندگیم  تلاش میکنم

اینجا هم مینویسم

ایشاالا سال بعد این موقع تو ی رشته تاپ دانشجو باشم!...

تنها خواسته من امسال همینه ک رشته خوب قبول شم همینو بس

این هم از داستان 17 18 سالگی من

عاشق شدم....شکست خوردم...دوست داشتم و بازم شکست

ولی شکست مقدمه ی پیروزیه تنها درساش برام موند همین....

و همچنین ایشالا سال بعد این موقع هیچ قرصی مصرف نکنم :))

با ارزوی خوشبختی برا همه

الان ک این متنو نوشتم فهمیدم همیشه همه چی یکم جا برا بدتر شدن داره

اینجاس ک میگیم خدایا شکرت!

پیششش ب سووی ساااااال جدیددددددددددددددددددد

هوووووراااااااااااااااااااا

:))))))))))))))))))))))

خدایااااااااااا ساال جدیدو برام پز ار رحمت و ثروت وبرکت و خوشی و خوبی و دوستی و عشق و محبت کن

الهی آمین

:)حس میکنم واقعا دختر بهتر و بزرگتر و عاقل ترین نسبت و گذشته شدم

کم کم دارم بزرگ میشم!

سال نو

خب دم عیده

ی پست دم عیدیم بزارم

پیشاپیش سال نورو ب همه خواننده های وبلاگم تبریک میگم

ایشالا سال خوبی باشه براتون با کلی خبرای خووب

دیگ بیشتر از این ادبیاتم نمیگنجه:/

ب خودمم تبریک میگم

سال نوت پیشاپیش مبارک فلانی جون

ایشالا کنکور رتبه خوب بگیری  و رشته عالی قبول شی

سال بعد سال خوبیه ...از تجربیاتم استفاده خواهم کرد:)

همش با خودم میگفتم ملت چقد جان دوستن و فلان و همش نگران جان دیگران بودم ک رعایت میکردم

ولی امروز ک خاله و مادرم تلفنی حرف زدن ب عمق فاجعه  پی بردمم و فهمیدم دلیل خونسردیم دنبال نکردن اخباره

خلاصه ک اگ میخوای ارامش داشته باشی بش فک نکن ب همین سادگی:))

..................

بی لیاقت بیشور ک اصا منو ادم حساب نمیکنه دارم براش هر وقت دلش تنگ میشه میاد سمت من بعدش عین ی اشغال باهام رفتار میکنه انگار من اضافیم و بزور تو زندگیشم

نفهم

اون فقطی بچست بچه!!

آخیش یکم خالی شدم:/

ی اقایی در زد گفت بیاین موا ضدعفونی کننده اوردیم

منو خواهرم ی جــیـــــغ بلند زدیم گفتیم بابا دزد

بابا رفت پایین گفتیم نرو میکشنت گوش نکرد رفت پایین و بهش چاقو زدن

ادامه نوشته

بهش گفتم من نقاشی میکشم عکسای نقاشیامو براش فرستادم یهو گفت منم یکم بلدم گفتم عکس بده گفت میای خونمون میبینی :/  منم گفتم ن عکس بده

بعد هیچی دیگ عکسارو ک داد برگام ریخت

حاجی چقد هنرمند بودیو ما نمیدونستیم خیلی حرفه ای بودن نقاشیاش دمش گرم

❤️❤️

click

اینجای اهنگ محمد علیزاده یادم میاد که میگه:

صدام کن....صدای تو لالاییه بچگیمه صدام کن...

.....اره صدام کن دلبر من!....نمیدونم این همه عشق از کجا میاد...بعضی وختا خودمم تعجب میکنم!

فقط میدونم من این ادمو خیلی دوست دارم❤️❤️

 

click

click

خیلی باحاله

اینم از وعضیت ما بعد چهار روز اینکه بهم پیام نداد پیام دادم میگم چرا پی نمیدی میگه فلان

اون سری میگفت نتمم بده اون سری ینی پارسال میگفت مرده و غرورش...

ما فاز این بچرو درک نکردیم انقد گل و سیگار و الکل و مشروب مصرف کرد مغزش پوچ شد معلوم نی چی میزنه الان :/

والا خودم موندم چ کنم

قبلیو ک ول کردم درسته حق با من بود و از چشمم افتاد ولی ولش کردم

اینو دیگ نمتونم ولش کنم

فقط نمیزارم ازم سو استفاده کنه و منم میشم  مث خودش هفته ای یبار بهش پیام میدم سعیم میکنم بش فک نکنم

+داشتم فک میکردم من  اول عاشق دود سیگارش شدم بعد عاشق صداش بعد عاشق قدش

ولی اخلاق نداره چ کنم ولی بازم دوسش دارم :) چ کنیم دیگ....اینم عشق دوران جوونیمه باید باهاش سر کرد ی چن سال دیگ ب حماقتم میخندم :)) ولی الا ن با این اگاهی نمیتونم ولش کنم ولی بهترین عملکرد رو سعی میکنم نشون بدم...

جمله اخرش قابل تامله🤔

+این روزا برا اینکه بیرون نرم هیچ پولی بهم نمیدن:/ هیچ پس اندازیم ندارم از اونجایی ک ولخرجم خیلی....ندنم بهتره چون من دست خودم نیس بدن میرم خرید میکنم:/ولی میدونم تهِ بی فرهنگیه...پس نمیرم

کلیک

برنامه به خود آ رو دیدم

فوق العاده بود

چیزایی ک یاد گرفتم :

قضاوت نکن تا قضاوت نشی سعی کن همیشه خنثی باشی )البته من یمدته واقعا خنثام !

از شکستت پیروزی بساز...وقتی تو ژاپن ظرفی کاسه ای میشنکه اونو با طلا ب هم میشچسبونن!

قرار نیست خاطرات گذشته و شکست ها فراموش شن باید قبولشون کرد باید ببینیم چی یاد گرفتیم

سرزنش معنی نداره تو هر زمان با بهترین اگاهی هر کاری از دستمون بر میومد انجام دادیم

اینا چیزایی بود ک تو کتابا خوندم و بلد بودم ولی خب این این  آقا خیلی زیباتر بیان کرد و باز کزد

و اینکه کسایی ک میخوان خیلی دیده بشن همون اول تو خانواده ضعف داشتن و دیده نشدن و مجبورن....!

بعد برنامه رفتم جلو اینه...میتونسم هزار ساعت همونطوری بمونم و بخودم نگا کنم

دلم برا ادمی ک ساختم میسوزه

از روزی ک خودکشی کردم انگار خدا قهرش گرفته یروز خوش ندیدم ! شایدم دیدم ولی....

ولی دیگ سیر شدم از زندگیم

همش دارم ویدیو انگیزشی میبینم و ویس  گوش میدم و کتاب میخونم ولی هیچ تاثیری نداره !:

خودم موندم چیکار کنم

برم فک کنم...

امشب ساعت 20 شبکه آموزش

ایمان سرورپور عزیزم:))

خداایا کمک کن یادم نره :/

یادش بخیر همایشش چقد خوب  بود!

حس میکنم این اهنگ حرف دلمه...

کلیک

داشتم میرفتم پایین ک یهو رو میز آرایشم رژ لبمو دیدم از دور بهم چشمک میزد

خیلی دلم برا رژ لب زدن تنگ شئه و استعداد عجیبیم تو زدنش دارم

هر چند کاری نداره زدنش ولی هرکی میاد میگه تو خیلی قشنگ میزنی و بیا برام بزن :/

من تنها کاری ک مینم ب دوتا قوس بالای لب توجه میکنم و قشنگشون میکنم  تا لب قشنگ تر بشه

خلاصه ک چ دورانی داشتم دیگه همش رژ میزدم ... الانم ک دیگ بیرون نمیرموووتا الانم دوچرخه سواری میرفتم اصلا ارایش نمیکردم چون اون موقع فاز نچرال بودن میگیرم مثلا دارم ورزش میکنم ...میدونم ربطی نداشت ولی خب قانون منه:))

اینم عکس نقاشیام

اخریم عکس یار و همراه همیشگیم ب درخواست تک پسر هست :))

من خیلی ادم بدخطی بودم ر حدی ک معلما میگفتن این دفعه بدخط بنویسی کلاس رات نمیدیدم چون نمیتونیم برگتو تصحیح کنیم ک اخر تو 14 15 سالگی مجبور شدیم رفتیم کلاس خط هفته ای شیش ساعت یا نه ساعت خط تمرین میکردم فقط تو کلاس تو خونه بماند بعد س ماه ی آنه موند و خط بهتر

همه معلمام به به چه چه چ دختری چ خطی :))

کلیک       کلیک

کلیک       کلیک

کلیک     

کلیک

دلمم میخواد ی کاغذ بگیرم تا میتونم بهش فش بدم بعد بندازمش یکم سبک شم

کصااااافد بی لیاقت امروز سومین روزیه ک پیام نمیدی

شایدم کرونا گرفت مرد چرا گناهشو بشورم بیخود

ب هرحال

اگ کرونا بگیره بهتره منم بگیرم بمیرم /

البته ک شوخی میکنم :/

ام

ی راه خیلی طولانی رو دوچرخه سواری کردم  خیلی خوب بود...

ی پسر نفهمم بود ک هی میگفت فلانو فلان ک نگم بهتره خودم سبک میشم منم جوابشو ندادم حتما حسابی سوخت :/

همیشه وقتی ناراحت میشم پسر بم تیکه میندازه یاداوری میکنم ک اگ منم پسر بودم  شاید تیکه مینداختم :)) کلا کار خوبی نیست خسته شدم از بس دعوا افتادم باهاشون الانا کمتر جواب میدم بجز مواقع ضروری...

تقریبا ی روز و نصف ک پیام نمیده و دلیلشم اینه ک نتش بده و فیلتر شکنش وصل نمیشه اره جون خودت اون موقع ک وصل بود چ گلی ب سرت زدی ک الان بزنی

در کل دیگ رهاش کردم ب حال خودش شاید دوسش داشته باشم ولی تو این یسال عادت کردم دیگ از دور دوسش داشته باشم

بعضیارو باید از دور دوست داشت! همین:)

   

منطق یا عشق و احساس ؟

خنده داره یا عاشقانه؟

دروغه یا راست؟

حقیقته یا شهامت؟

نمیدونم چرا یهویی دلم از همه چیو و همه کس گرفت و هیچی خوشحالم نکرد و خواستم خودمو بکشم ولی دلم برا خانوادم سوخت

گفتم میخوان منو ببرن بیمارستان کرونا میگیرن میمیرن

این بدبختام ارزو دارن بر خودشون :/

ب طرز عجیبی ب ی نقطه خیره میشم و غصه میخورم حتی نمیتونم گریه کنم

:( هعی

خداوند پس از هر سختی اسانی میاورد

خدایا منتظریم :)

کلیک

اینم از وعضیت ما

روزی یبار پیام میده چطوری میگم خوبم اونم میگه خوبم و میگم چخبر میگه هیچی و تموم

 

وای چ رابطه ی قشنگی

کوهِ یخم از این پسره ی کله شق بهتره

عجب چیزی گفتما کله شق!!واقعا صفت مناسبیه

تو یکی از وبلاگا خوندم ک خانوم نویسنده متوجه میشه ک ادما برا هم اشتباهن

شاید باید قید دوس داشتنمو بزنم و بفهمم ما متضاد همیم ما نمیتونیم ما ادم های اشتباهی برا هم هستیم

اخه من بچه مثبت ک البته شیطونم رو چ ب پسری ک مشروب میخوره گل میکشه سیگار میکشه دو پاکت ک الان بخاطر من شده ی پاکت

چی بگم واالا دوس داشتنم جلوی همه چیو میگیره

فقط خودمو کنترل میکنم وب چشم یک دوست نگاش میکنم ن بیشتر

یماه نشده بابای میکنه میره والا

ب....ک رفت://///

البته من نباید این چیزای چرتو و پرتو مکتوب کنم باید بگم :

وااای چقد خوشحالم ک برگشته واای چقد خوشبختم واای همه چیز کامل و عالی و تمام عیاره!!وای

روابطم در هماهنگی کاااملن!!

😂😂😂😂😂😂

 

والا نمیدونم چی بگم

یا همه باهم میرن یا همه باهم میان :/

اهنگ لاو استوری داره پخش میشه...کادوی ک با عشق برای عزیزدلم خریدم و  او با بی رحمی تمام زمانی که با شراب تلخ و سمیش مست بود آتشش زد...

فکر نمیکردم ولی ان روز امد و او برایش طلب بخشش کرد...

و من اورا بخشیدم

مانند هر نامرد دیگری اون نــیز درس زندگی داد و رفت و اما من و ماندم و خاطرات و انقدر غرق او شدم ک زمانی دیدم برگشته

زمانی ک دیر شده...زمانی  دیگر ان بچه ی نوجوان عاشق نیستم...

دیگر...دیگر ذوقی چنان نیست برای حرف زدن...دیگر بی تاب شدم...دیگر غریب شدم

دیگر عشق معنای دیگری پیدا کرده

عشق جایش را ب لبخند یک پیرمرد داده!

اری اینست داستان من

................

داشتم متن احساسی مینوشتم ک خواهرم اومد حسمو بهم زد این متنو همینجا میبندم :/

دلم گرفته....کاش میشد برم پارک ولی دیگ نمیتونم برم با اون اتفاقی ک برام افتادد:(

هعی خدا