قرصام تموم شد و مجبور شدم برم پیش ی روانپزشک توی شهر خودمون ک برام قرص بنویسه

اقا این ول کنم نبود مارو دید هی میگفتم اقای دکتر اومدم قرص بنویسم برم گوش نمیداد ک اخر براش یکم تعریف کردم گفت اره تو ارزش خودتو اوردی پایین با این کارت و اصا توعه بچه درس خون و چ ب پسر کاردانش تنبل خخخ بعد گفت ک تو فکرت مشغوله نمیتونی درس بخونی هر گونه ارتباطتو باید قطع کنی منم گفتم کردم و.....بعد اولش ک از هیچی خبر نداش گفت چرا ب این حال و روز افتادی نکنه دوس پسر گرفتی اینو ک گفت من بلند زدم زیر خنده دوس پسرم یجوری میگفت میگفت دُس پسر منم داشتم میمردم از خنده

کلا دکتر ک میرم از خنده میمیرم ولی این اقای دکتر خیلی اخمالو بود اصا نخندید دکتر خودم مث خودمه همش میخنده :/

ب مامانمم گفتم منتها بهش گفتم جواب من ن بد اره جون عمم:)

هعی....فراموش میشه مث همه ی پسوردایی ک فراموش شدن همین :))

دیگ ن عذاب وجدان دارم ن هیچی راحت و فارغ ...باید ادم سمیو حذف کنم قبل اینکه مسموم شم

پسره ی پرووو کلی سگشو تحویل میگرف برامن سیس میومد خوب حالشو گرفتم :/بی شخصیت واقعا در حد من نبود

بیخیال حالا زیاده روی نکنم حس ادمای عوضیو بهم دس میده :/ و خودخواه ک تو ذات من نیس خدایی

ولی ادم حق داره یبار اشتبا کنه دومین دفعه حقشه این سری حقم بود و دفعه های بعدم حقم خواهد بود اگر اشتباه کنم بعله...دیگ از کاردانشی گرفته تا دانشجوی پزشکی با هر قشری سرکار داشتم فهمیدم دنیا دسته کیه دیگ ب کسی اعتماد نمیکنم :))

◕‿◕ فعلا هرکی این پستو میخونه برام دعا کنه:)

ایشالا ک درس خون میشم و ی رتبه خوب میارم و رشته عالی قبول میشم

فعلا رفیق◕‿◕

حس و حال عجیبیه

بارون میزنه و من درد عجیبی رو در قلبم حس میکنم ...برا هردومون دعا میکنم!

:) ولی من خودمو دوس داشتم و ارزش قائل شدم بر خودم ک اینکارو کردم و نشون میده چقد شجام ک از کسی ک  انقدر دوسش داشتم گذشتم

:) خدایا ب امید تو )

لینک

ادامه نوشته

اسکرین

:)))))))اینم اسکرین شاتا در ادامه مطلب

درسته هانی از جای من حرف زد ولی بازم گفتگوی احساسی بود چون نمیخواسم ی عوضی بهونه گیر جلوه داده باشم

در کل اینکه تا الان ک حس خوبی دارم و پشیمون نیستم

فقط شک دارم اکانتمو ب حال خودش بزارم یا ن بعدا بهش سر بزنم!

شماره مجازی بود دیگ سیمکارت خودم نبود ک....

مرض دارم من مثلا فک میکنم کنکور دادم اون کوه یخ ازم میپرسه عزیزم کنکور دادی چطور بود؟

پس باید اول با خودم مبارزه کنم...اون اکانت فقط خاطرات بد داره و ادمای سمی ک منو مسموم کردن دیگ وقتشه خودشو و ادماش باهم ب زیر خاک برن تصمیمم همینه لاگ اوت  میکنم

اگ راستشو بگم هنوز دوسش دارم ولی دارم ب خودم تلقین میکنم ک دوسش ندارم ...میگن انقد تلقین کنین تا ب واقعیت تبدیل شه..... هچنین همش با خودم در نظر میگیرم برام ارزشی قائل نبود و پدر مادرم برام انقد زحمت نکشیدن ک ی ادمی مث اون بیاد باهام اینطوری رفتار کنه...

حالا اینا بیخیال فقط جمله اخر من تو چتاموقع خدافظی😂😂🤦‍♀️

اینم کار اون هانیه😂😂🤦‍♀️

+دوتا تصویر اول حرفای منه از تصویر دوم ب بعد ی کلمش حرف من نیست حرف رفیق فابمه ک همه جا و تو همه روزا سخت باهام بود

ادامه نوشته

سلام 25 فروردین 99 ساعت یک شب

با کوهه یخ کات کردم

هاهاهاهاها

فردا اسکرینشو میزارم بخندیم:))

ی کلمشم از من نبود همشو هانی ممیگفت من کپی پیست میکردم

هانی و فرزاد خیلی شبیه هم هستن برا همین حسابی سوزوندمش و برا اولین بار ی دختر قوی روبروش بود :)))

بالاخره شجاع شدم و اینکارو کردم

فردام دیلیت اکانت میکنم و سیم کامپیوتر و ومودم رو میدم ب مادرم تا بد کنکور

فعلا:))

........

ادامه نوشته

این مطلب خیلی چرت و پرته برا همین گذاشتم ادامه مطلب کسی چشمش بهش نخوره :/

 

ادامه نوشته

....

هه  چقد دیشب ناراحت شدم و بهم برخورد ببین ب خودش اجازه میده با من چجوری حرف میزنه

ینی من اگ این سری بهش پیام دادم باهاش خوش رفتاری کردم فلانی نیستم ://///

 

ادامه نوشته

از همه ادمای درونگرا و شاخ و خود شاخ پندار و فلان و بهمان متنفرم متنفرم

 متنفرم

م ت ن ف ر م

بسه دیگ

این ادما خیلی خودخواهم هستن البته

از همشون متنفرم

نمونه

............................

هههه

میگم چن روز نبودی

میگ نبودم دیگ

تو زندگیم انقد قانع نشده بودم

...

کلی ناگفته و قضاوت هایی ک نباید بشه....

فقط بگم ک از الان ب بعد دیگ مهم نی برام

همین الان تو قرابت معنایی خوندم ب چیزایی ک پایدار نیس دل نبندین

اعع درس خون کی بودم من:))

زده last seen within a week

ینی ممکنه a long time ago بشه >?

ببین چن تا احتمال داره

یا کرونا گرفته بستریه

با اینترنتش تموم شده و فلان

یا ی اکانت دیگ داره

این مورد خودش دوتا شاخه میشه

یا داره با دخیای دیگ چت میکنه یا ک ن فقط ا دست من فراریه ک بعید میدونم من ک بش پیام نمیدادم

شایدم این پایان خوش باشه

نمیدونم والا

دل نهادم ب صبوری ک جز این چاره ندارم

زیاد راستش ناراحت نیستم.../مگ مثلا بچمه یا مادرمه ک نگرانش بشم

همونیه ک یسال تموم ...بیخیال

در کل اینکه بریم ب کار و زندگیمون برسیم کاپیتان نون و اب نشد

والا

 

 

امروز مامان میگفت تو بچه بودی همش منو بغل میکردی

الانم باید بغلم کنی انرژی های منفیت بره

بعد منو پنج دقیقه بغل کرد

واقعا هیچ حسی نداشتم

حالا اون خیرسرو بغل میکردم قلبم از جا کنده میشد

ینی واقعا مادرمو دوست ندارم؟/

اصا دیگ هیچکیو بغل نمیکنم

چن روزیه خیلی بیخیال و بی دغدغه شدم

خوبه  ک بالاخره ب این درجه رسیدم

ولی یکم بازم استرس کنکور دارم

خودمو سرزنش نمیکنم من واقعا افسردگی بدی د اشتم تلاشمو میکنم هرچی پیش اید خوش اید!

../H

...

ادامه نوشته

دیشب میگفت

بیخیال نگم بهتره

چن روزه برام هی ناشناس میاد سال نوت مبارک حدس میزنم کار خودشه /

روش میشه؟

خاطره

یه انرژی اونو ب سمت بالا میکشونه...

دختر ی نور میبینه

از سکو ها بالا میره

با فاصله میشیینه کنارش

ادامه نوشته

اصاب مصاب ندارمااا

بعضی وختا میخوام قاتل بابام شم

عیدمو کوفت کرد!

برنامه هامم بهم ریخت

باز دپ شدم

کار خاصیم نکرد فقط اول صبح کلی غر زدم

خب چیکار کنم حساسم دس خودم نیس

فکر نمیکردم برگشتنت انقدر غمگین باشه!