:|
من چِتَم تو چته
میخوام ی وقایعی رو از خودم بهتون بگم
یمدت تو فاز این بود م ک از فرزاد مشروب بگیرم ولی پشیمون شدم ابرومم حسابی رفت چون حتما فک کرده بخاطر پولش بوده :|
یمدتم میخواسم گل بکشم
یمدتم میخواسم با فرزاد کارای بد کنم :||
ولی خب هیچکدومو نکردم و خوشحالم ک احتمالا تو کفه
کسی ک بعد یسال برمیگرده پیشم و هر روز میگه کی بیام خونتون (سال98) مشخصه تو کفه ×
همین بای :|
خب
خیلی لوس بازیه ک از غذا خوردنم میگم ولی خب وب خودمه :|
سالادمو خوردم :|
بای
چنگی ب دل نمیزد کلن خوشمزه تر بود »
من پیتزا میخوام :|
بای :|
:|
من در انتظار سالاد سزارم بعد ، بعد یساعت زنگ میزنن ک مثلا اونجایی ک ازش سفارش دادی پیکش نیس ک برات بدیم :|
چ کنیم بفرستیم بعد گفتم هزینه ارسال با منه گفت اره گفت ن مرسی صبر کنین :| ینی رسما میخواس دوبار از من هزینه ارسال بگیره :| پولش ب درک ولی من ی ریال پول زور ب کسی نمیدم والا :|
شانس منه :|
عب نداره مهم نیس واقعا ک فکرمو درگیرش کنم برم ب کارام برسم :|
بالاخره
بالاخره کار خودمو کردم و دوباره سالاد سزار سفارش دادم تقریبا نیم ساعت دیگ میرسه _-
امیدوارم باز معتاد نشم هفته ای دوبار سفارش بدم _-
البته بخوامم نمیتونمم چون ای ام اِ بادی بیلدر _-
الکی مثلا من بادی بیلدرم هاهاها
تولد
5 شهریور تولد تک پسره این پستو ثابت میکنم ک یادم نره بهش تبریک بگم هرسال یادمه بعد روز تولدش یاد م میره :|
همین دیگ تک پسرم ایشون هستن : کلیک
مسابقه
مسابقه شرکت کردم و سوم شدم و جایزش ی مقدار پول بود و کسی ک قرار بود بده گفت اگ بزنم ب محک دوبرابر میزنم
منم گفتم بزنه ب محک با اینکه خیلی پول نیاز بودم :| نفر اول و دومم همین کارو کردم کلا تقریبا ی ملیون شد اسکرینشم فرستاد بنده خدا
همین دیگ امروز ومث روزای دیگ رفتم دورچرخه سواری ولی سگ شدم هی بمن نزدیک میشدن تو داروخونه مامان گردنش درد میکرد رفتم براش رزماری بگیرم هی باید احخطا رمیدادم خانووم اقا کروناس فاصله بگیرررر اعصاب منو داغون کردن
التبه پول نیاز نیستم دلم چیزای بی خود میخواد مثلا دیجی کالا چیزای بی مصرف یا فست فود ولی خب تولد مامان نزدیکه نمیشه !
التبه میتونم روز تولد ب بابا بگم برات تولد مامان بهم پول بده همونکاری ک برا تولد خواهرم کردم ولی وقتی جمعش کردم بهتره و ارزشش برا مامان جون عزیزم بیشتره :)
اوایل
رفتم تو ی وب دختره مدام غر میزد منم ب این نتیجه رسیدم ک با این تم دارک و غرغرام کسی نمیاد وبم :|
عب نداره فلا سر میکنم بببینم چی میشه اخه قالبای نت هیچکدومو دوس ندارم خودم باید بسااازم
بعد اخه نمیشه ک من از تبار دارکنسم بعد بیام وبمو روشن کنم ؟ اصا یفلانی ریشش دارسکنسه |
بعد کنکور ک حانوم دکتر شدم ی وبلاگ با عنوان devdoc میزنم ادرسشم امادس :))
اونو دیگ روشن میکنم از دوستم کمک میگیرم با فتوشاپ یکی خوبشو درست میکنم احتماالا وقت زیادی بگیره چون میخوام باالاش ی عکس هنری از خودم باشه !
شایدم رفتم کلا یجا دیگ نمیدونم بلاگفا خوبه یا ن!
عشق !
این ویدیو از قمشه ای عالی عالی اینو میبینم عشق میکنم کیف میکنم واقعا پیشنهاد میکنم ببنید . . .
درباره ی عشقه ولی ن اون عشقی ک تو فک میکنی اون عشقی ک واقعیه :)
بعضی وختا
بعضی وختا از خودم بدم میاد و خجالت میکشم
خدایی عشق کیلو چنده خیلی دیگ خز شده ک مردم اب ندارن تو برا ی پسر معتاد غصه بخوری :|
اینجاس ک ک میگن : You are a bipolar
عشقای من
کی میشه بخرمتون ![]()
عشقای من ![]()
فعلا ک تا ماه بعد باید برا کادوی مامان ک عطر کوکوشنله پولامو جمع کنم و نمیتونم بخرمشون![]()
محرم
نمیدونم امروز تاسوعاس عاشوراس چیه چ اتفاقی افتاده برا کی افتاده خیلی وخته اعتقاداتمو ب این چیزا از دست دادم و حتی ب خدام بزور اعتقاد دارم ینی دارما ولی بخاطر نیاز خودمه و نمیشه اینو انکار کرد کلا اطالاعاتم صفره ولی ی صدا زدن چیزی از ادم کم نمیکنه :
یا امام حسین 🖤❣💔
تو دریاب !
هور هور :|
امروز تو خیابون هور هور گریه کردم :| باورتون میشه ؟؟ اول ک داشتم میرفتم خوب بود برگشتن از کنار پیستی ک با فرزاد اشنا شدم گذشتم و اهنگی ک با صدای خودش برام خوند تو گوشم پلی شد بعد سه سال : کاش ک تورو سرنوشت ازم نگیره میترسه دلم بعد رفتنت بمیره اگ خاطره ها یادم بیارن تورو لاقل از تو خاطره هام نرو . . . بعد رسیدم زیر پل بعد گفتم اع این پسر دوجرخه سواررو ببین چ خفنه از بالای پل میره مگ من چیم از این کمتره ک زیر پل برم اخرین بارم یسال پیش از بالای پل رفتم ( بالای پر پر ماشینه و شیب خطر ناکی داره و ماشینا با سرعت میان میرن و واقعا خطرناکه) ولی گفتم بیخی و در نهایت زیر پل رفتم یهو با صحنه ای روبرو شدم ی پسر عینکی زیر پل رو نیمکت نشسته بود و سرش تا ته :| تو گوشی بوددد ریشم داشت تنها تفاوتش با فرزاد ریشش بود ینی قرزاد ریش دار بود من ای صحنرو دیدم دیگ از دنیا جدا شدم ی ماشینم ک از این داداچیا توش بودن و صدای وحشتاکی داشت از میلی متری من رد شد وگاز تا ته ! همه نگام کردن با ترس :| خبر نداشتن من تو عالم دیگم ینی جور ی ترمز گرفتم ک نزدیک بود با سر بیفتم هیچی گفتم چیکار کنم ؟ کنارش ک رو نیمکت نمیتونم بشینم پس نقش ی دوچرخه سوار خسته تشنه رو بازی میکنم از روبروش زد شدم دیدم عکس المعلی نشون نمیده یکم با فاصله ازش ایستادم و اب خوردم دیدم هیچی نمیگه قدشم در حد 196 نبود ک بگم فرزاده خلاصه ک در نهایت ب این نتیجه رسیدم فرزاد نیس ولی نمیتونسم باور کنم ب سرم زد برم پیشش ازش بپرسم تو فرزادی ؟؟ واقعا میخواسم اینکارو کنم :| خاااک . . . . رفتم اون طرف خیابون رو نیمکت رو بروش نشستم یهو سرشو بلند کرد وایی کپی فزاد بود منم یهو کنترلمو از دست دادم هور هور گریه کردم :| اشکام میومد همینطوری و صدام بلند شد ولی سریع خفه کردم خودمو ک کسی نفهمه دارم گریه میکنم صدای مداحی هم میومد دیگ هیچی خیلی حس گرفته بودم :| هیچی اقا من ی بیس دقیقه ای محو تماشای این اقای فرزاد نما شدم و نگاش کردم ک در نهایت دوستش اومد و بهش گفت رضا من دارم میرم گفتم عهههه این اسمش رضاس ک بعد رضا با صدای بلن بهش گفت سیگار داری :||||||| گفتم شت اینم ک سیگاریه . . . سرشم ک کلا تو گوشی بود خلاصه ک بغیر از قدش یپا فرزاد بود . . . .
هیچی دیگ اشکامو پاک کردم گفتم حاجی هرکی عینک داره فرزاد نیس بیا برو خونه باز مامان بهت شک میکنه ک کجایی دقیقا ساعت شده شیش و تو دوساعت دورچرخه سواری رفتی داری چ غلطی میکنی
با دلی سرشار از ناراحتی و دلتنگی از کنار پسره رد شدم و بازم نگام نکرد اصلا :| ینی ناموسا بیس دقیقه بهش خیره شده بودم یبار سرشو بالا نکرد منو ببینه اونطور ک اون گفت سیگار داری من ترسیدم والا خوب شد نرفتم بهش نگفتم فرزاده یا ن از طرفیم خیلی بدجا بود میترسیدم اشنا ببینم :|
این بود قضیه هور هور گریه کردنم
الان اوکیم خوبم مشکلی ندار م میخوام درس بخونم
فقط تنها مشکلم اینه ک من عاشق غمم
فک کنم تله ی غم دارم
اصا از قصد دوس دارم گریه کنم
نمیدونم والا خیلی طولانی شد بای
خب
خب امروز هم داره میگذره و بر خلاف دیروز حالم خوبه
دارم کتاب نیمه تاریک وجود رو میخونم تا شاید تغییری ایجاد شد !
*ریتالین نخوردنم یکم اذیتم میکنه یکم صبح خواب داشتم خوابیدم دیشب ساعت نه و نیم تا شیش ونیم خوابیدم !
بازم صبح یذره خواب داشتم . . . . یکم طول میکشه بدنم عادت کنه . . .
میدونی چیه ؟
میدونی چیه ؟ من میگم چیز تو این زندگی االان قشنگ سگم باز دارم گریه میکنم . . . اره واقعیت همینه ک من هفته ای 10 12 ساعت ورزش میکنم با ادما تعامل دارم درس میخونم کلی کلاس مبینم کتاب میخونم ولی یهو مث الان قلبم تیز میکشه دوباره تپش قلب میگیرم دوباره دستاشو رو دستام حس میکنم و دیوونه میشم انگار ی خواب بود انگار ی فرشته بود حتی وقتی رفت اون خلایی ک قبل اومدنش بود همچنان پره و خالی نشده دیگ حس پوچی ندارم هنوز مزندگیم رنگ داره و بدتر از همه اون ادم ب گلی متوهم بود ک ذره ای منو دوس نداشت . .. همه ی اینا توهمه یهو گریم میگیره و همه ی زحماتم ب باد میره
خدایا من امسال سال سوم ک پشت کنکورم خدایا من تو زندگیم حتی یبار از کنار ی فقیر بدون کمک کردن رد نشدم خدایا من وقتی دارم پلاستیک استفاده میکنم خودمو نفرین میکنم ک دارم ب محیط زیست اسیب میزنم خدایا داغونم داغوون خدایا اصا وجود داری ؟ اگ وجود داری مگ خودت نگفتی بعد سختی اسونی میاد سه سال گذشته جز بیماری قند و دیابت و دوری از فرزاد چ غلطی کردم ها ؟ باشه من منت نمیزارم اگ اینکرارو کردم برا حس نیاز خودم برای ادم خوبه بودن بود تو اصا این توفیقو بهم دادی قبول ولی میگم حق من این نبود
حق من این نبود کبپای ی پسر و یک ادم بسوزم . . .
خدایا حق من این نبود مهر این ادمو اینطوری تو دل من بزاری حق من نبود همچین ادمی رو سر راهم بزاری
اره میگذره فردا صبح شنگول وخوشحال میرم همینکه الان نمیرم بیرون سیگار بکشم خداروشکر میکنم ناشکر نیتسم همین ک الان خودکشی نمیکنم خداروشکر میکنم چون من ی دختر 20 ساله هستم ک دیپلم دارم و تو زندگیم هیچی نشدم اگ همینطوری پیش برم امسالم قبول نمیشم
قسم میخورم اگ امسال اماده نباشم برا کنکور شب کنکور 20 تا قرص پراپرانول و 20 تا قرص استامیوفن باهم میخورم و میخوابم وصبح دیگ بیدار نمیشم
بفکر من کسی نباشه من دوقطبیم دو دقیقه دیگ خوب میشم الاانم ک نوشتم اروم تر شدم
لنت بهش خودش داره تو کشتی کیفشو میکنه من اینجا باید غصشو بخورم ک اقا چرا یماهه انلاین نشده هیجا
همین مونده برم ب خواهرش پیام بدم
اه
𝐒𝐞𝐚𝐬𝐨𝐧𝐬 𝐜𝐡𝐚𝐧𝐠𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐨𝐮𝐫 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐰𝐞𝐧𝐭 𝐜𝐨𝐥𝐝
𝐘𝐨𝐮 𝐭𝐡𝐨𝐮𝐠𝐡𝐭 𝐭𝐡𝐚𝐭 𝐢𝐭 𝐰𝐚𝐬 𝐬𝐩𝐞𝐜𝐢𝐚𝐥,
𝐬𝐩𝐞𝐜𝐢𝐚𝐥 𝐁𝐮𝐭 𝐢𝐭 𝐰𝐚𝐬 𝐣𝐮𝐬𝐭 𝐭𝐡𝐞 𝐬*𝐞*𝐱 𝐭𝐡𝐨𝐮𝐠𝐡, 𝐭𝐡𝐞 𝐬*𝐞*𝐱 𝐭𝐡𝐨𝐮𝐠𝐡
برای بار اخر . . .
این چت برمیگرده به دقیقا 9 هفته پیش اخرین باری ک بهش پیام دادم اخرین پیامم خودش داد و من دیگ جوابشو ندادم !
الانم ک یماهه ان نشده فک کنم رفته جزیره ای جنوبی جایی تو کشتی کار اموزی :|
یاد دیالوگمون افتادم : + تو کاپیتان منی میدونستی ؟ _ توام خانوم دکتر منی !
ههه
من فک کنم خودم رو گم کرده باشم . . . تو اون نامه ک برات نوشته بودم ×
حدودا بیس خط براش نوشتم ک من حالم خوب نیست و مغزم با تو ی ماکزیممیو تجربه کرده ک الان از فعالیت های روزانمم لذت نمیبرم مث اعتیاد و فلان اونم اینار گفت
عقده ای
نشسته بودم داشتم فک میکردم بعد فهمیدم من واقعا ادم عقده ای هستم
چرا ؟ چون داشتم ب این فک میکردم ک پسر مورد علاقه من باید بشدت مغرور و سنگ دل باشه : |
اینکه یکی دم ب دقیقه بهم بگه عزیزم عشقم برام چندش اورده و باید در لحظات خاص این الفاظ رو بکار ببره
باید مهربون باشه ولی یکم سگ بودن و بداخلاقی لازمه
خلاصه اولیه ک همه ویژگی های منو داشت ولی فقط دنبال بدنم بود حیف این همه دوس داشتن
دومیم ک بیشتر رفیق بودیم و کلی کار براش انجام دادم فک کن کارای دانشگاشو من میکردم مرتیکه نمک نشناش اخرش چیشد
بزار برم بهش پیام بدم بروش بیارم عصصبی شدم بای