من عادت ندارم پشت کسی حرف بزنم کسیو خراب کنم وگرنه خیلی راحت میرفتم هرچی شد رو ب دوستاش میگفتم و ابروشو میبردم
ب من میگه تولدم اذر نبود تیر بود الکی گفتم!ینی پسره دید من برا بی اف قبلیم کادو تقریبا گرونی خریدم دهنش اب افتاد اسکلم کرد ازم کادو بگیره
اینو کار نداریم
میگ دزدا اشنا تو بودن بت شک دارم پات ب پرونده باز شه ناراحت میشی؟
دو دقیقه بعد عکس دختر میفرسته میگ این بم پیام داده خوشگله؟
ینی ب هیـــــــــــجام نیست
دیگ اون دختر نوجوون ساده نیستم دیگ تجربه گرفتم فهمیدم توبه گرگ مرگه فهمیدم با اولین دروغ باید کات کرد
ولی ب خودم افتخار میکنمم ک از صد کیلومتری بوی دروغ و خیانتو شنیدم خیانت در امانت اونم اعتماد!
خلاصه ک ارزش من بیشتر از اینه ک با ی ادم بی ارزش باشم و بسیار خوشحالم ک رها شدم
دیگ این دس بشکنه من رل بزنم
باید قوی باشم و نه گفتن رو یاد بگیرم این دومین باره!
ولی باورم نمیشه منی ک بخاطر فرزاد دوماه مدرسه نرفتم و بیمارستان یماه بستری شدم الان انقد ریلکسم
تا دیروز میخواسم برا تولد فرزاد کادو بگیرم ببرم سر کوچه خونشون بزارم بهش پیام بدم بره بگیره
ولی الان تصمیم گرفتم بزودی دیلیت بزنم و ادمای مزخرفو از زندگیم پرت کنم بیرون حتی بهش تبریکم نمیگم
دیگ ادمای دورو و خیانتکار پیش من جایی ندارن
دیگ خودم و خودم از امروز قول میدم ب خودم حتی ب دوستای دخترمم اعتماد نکنم
تا اعتماد نکنی تا دوس نداشته باشی ضربه هم نمیخوری این قانونه دنیاس
:))