سال نو
سال نو مبارک واز این حرفا دیگه
ارایش کردم ^_^ کرم زدم ی رژ هلویی با شلوار لی سرمه ای با ی شومیز خوشگل موشگل بادمجونی با لاک بنفش
موقع سال تحویل بابا تفنگ زد کر شدیم
منم ک مارمه کردم
اگ نمیدونین مارمه چیه برین گوگل سرچ کنین :|
همین بای :|
بعله دیگه
و اما اخرین پست سال 99....هعی خدا...نمیدونم باید شروع کنم ا کجا :| خب بیا از اول شروع کنیم....پارسال این موقع حالم خیلی خوب بود....برا نهایی خوندم و دیپلمم رو با معدل خوب گرفتم و هیچی بلد نبودم رفتم سر کنکور و پرستاری قبول شدم ولی نرفتم چون پزشکی میخواسم بعد تابستون درگیر نتیجه و اللی تللی کردن بودم میدونسم قبول نمیشم....بعد از شهریور شروع کردم ب درس خوندم و مهر مشاور گرفتم و درگیر کلاس انلاین شدم...بعد دوماه شبانه روز گریه کردم و دپ بودم بعدش فهمیدم علاوه بر روحی روانی جسمی هم بیماری دارم مثلا یکیش قند و ی هفته برا اون عذا گرفتم....بعد ب اون فرد ک اسمشو نمیارم پیام دادم بجاش ی دختر ویس داد ک خوابه دو هفته برا اون عذا گرفتم....قرص دپاکینم کم شد و مغزم سبک شد اصا ...خلاصه بگم خداییش خداییش سال چرتی بود نمیخوام ناشکر باشم چون دیپلم گرفتم و چون تحصیلات برام اهمیت داره بازم میشه ی امیدی داشت..ولی بیا قبول کنیم سال چرتی بود :|
خداایا شکرتتتتت
سالی پر از رزق و روزی سلامتی و تندرستی حال دل خوب در کنار عزیزان برای خودم وهمه دنیا ارزومندم...
راستی امسال کرونا هم بود ک من عین خیالم نیس :|
واالا ب من چ
من اصلا تو مسائلی ک بمن مربوط نیس دخالت نمیکنم
رعایت میکنم و زندگیمو میکنم
ولی باشگاهمو ازم گرفت ک اخر اخرا دیگ حال نمیداد زیاد ناراحت نشدم..
همی بای
بلک ماسک
بلک ماسک زدم بریم ک با ی صورت قجنگ مجنگ ب استقبال بهار بریم ^_*
وقت ندارم
اتاقم جای پا گذاشتن نی انقد کثیفه حتی کشو لباسا تا کرده نیس
هوفففف ولی خدایی 1400 دور فک میکنم شانس بااهام یاره امسال و مطمئنم همینطوره :)))
باباییی
هعی
بابا دیروز یکی دوملیون ماهی خرید خب پدر من میدادی بمن من خوشحال تر میشدم
ماهی نمیخوام اصا😂😂
ولی جدا از شوخی من عاشق ماهیم
دیوونشم _-
امروز
رفتم باطری بخرم جو منو گرفت ب مرده میگم سال نوتون پیشاپیش مبارک :|
فازم چی بود ؟ا این چ غلطی بود کردم ؟
من بی جنبم ؟
الان ب مرض خودشیفتگی دچار شدم و فک میکنم همه ی پسرایی ک میبینم اعم از سوپر مارکت و میوه فروش روم کراش دارن _-
اخه واقعا نمیدونم بخاطر دوچرخمه چیه من خودم همه بهم میگن قیافت شبیه بچه مثبتاست بعد اصا یجوری حرف میزنن ی اتفاقایی میفته یجوری لبخند میزنن و ی کارایی میکنن مثلا همون فندق فروشه ک خارج از نوبت بهم داد _- ادم فکرای بد میکنه بعد جالبش اینجاس ک من ب بهرحال 20 سالمه خب و مطمئنم همشون از من کووچیکترنننننن....اخه چرراااا...شوخی میکنم برام مهم نیس و ب این مسائل پیش پا افتاده فک نمیکنم ولی چون موضوع خنده داری بود گفتم بگم اینجا راستی امروز کارتخوان 5 تا نره غول پشتم بودم یکم ترسیدم گفتم اول اینا برن ک پشتم 5 تا گنده نباشه منم خودم ریزه میزهههه هیچی دیگ بعد گفتم تو قراره ی شهر دیگ دانشگا بری شجاع باش هیچ غلطی نمیتونن بکنن چون تو سلاحی ب اسسم جـــــــــــیـــــــــغ داارییییی
بعد رفتم یبار رمزو اشتبا زدم یبار شماره کارتو اشتبا زدم اخر پسره میگه : میخوای من برات بخونم عموجون؟؟؟
برگام ریخ و با عصبانیت گفتم نخیر
_- عمو جون
من_-
عموجون-_
پسره ^_^
خدایا
خدایا خودت یکار کن مامان بیخیال شه😫😫😫
گناه داره...😫😫😫😫
ناراحتم😫😫😫
پست ثـابت
در لایناهی حیات -آنجا که ساکنم- هر چند زندگی همواره دگرگون میگردد همه چیز عالی و کامل و تمار عیار است.
نه آغازی هست و نه پایانی.آنچه هست تنها چرخش و واچرخش جوهر و تجربه هاست.
زندگی هرگز مانده و ایستا و کهنه نیست.
زیرا هر لحظه همواره سرشار از طراوت و تازگی ست.
من با قدرتی که مرا آفریده یگانه ام و این قدرت این اقتدار را به من داده است که شرایط خود را بیافرینم.
من از این آگاهی شادمانم که قدرت ذهنم در اختیار من است و هر گونه که میخواهم به کارش میبرم.
آنگاه که از گذشته دور میشویم هر لحظه زندگی نقطه ی آغازیست.
اینک این لحظه و اکنون و اینجا برای من نقطه آغازیست
در جهانم همه چیز نیکوست
تو....
هروقت ک بودی همه چی قشنگ شد :)
ی موجود کوچولو ک دیوونه وار دوسش دارم خواهرزادمه...
کسی ک روم حساسه...میگه این فلانی فقط ماله منه
اون سری پسر خالمو ک کلاس پنجمه بغل کردم بوسیدمش خواهرزادم کلی گریه کرد ک چرا فلانی ب این مهربونی میکنه...
خلاصه ک خواهرزاده جان دلخوشی جان دوستت داریم :)
پدرم در اومد
کل شهرو با دوچرخه گشتم هیجا پول نمیداد...س کیلو فندق خریدم اومدم خونه چ داستانی داشتااا کل تنم درد میکنه دو ساعت کل شهرو تو گرما و ترافیک دوچرخه سواری کردم از لای ماشینا زد شدم _-...چ روزی بود امروز دهنتتتتتت.....
از داداشی ک بهم فندق دادم بسی خوشم امد...چون اول رفتم برق نبود کارت خوان خراب بود گفت برو پول بکش تا عابر بانکم پیدا کنم یکساعت طول کشید بعد رفتم دیدم جلوم 5 نفر وایسادن ولی پسره منو دید سریع فندقمو داد بهم خارج نوبت...دستت درد نکنه داداشی مهربون تویی ک همسنات دارن سیگار میکشن و معتادن یا دارن دانشگا درس میخونن ولی تو داری پیش مادرت کار میکنیو فلان
مادرمم ازش تعریف کرد گفت چ پسر خوبیه
البته من واقعا ادم بی جنبه ای نیسم واقعا چون داداش ندارم ب چشم برادری مبینمم همرو کلا چن وخته ینی دو سه ساله (از وقتی اونو دیدم) دیگ نشد از پسری خوشم بیاد....
حرفای مامان
یچیزی تعریف کنم ؟ ن نمیکنم مناسب نیس :| ولی امروز مامان جیغمو در اورد فک کرد فرزاد باهام کاری کرد هی میخواس حرف بکشه منم اخر عصبی شدم انقد جیغ زدم ک ب غلط کردن افتاد :| ...دیگ همه چیو میدونه :_)....امروز یواشکی میخواست زنگ بزنه ب پسر عمش ک اطلاعاتیه امار فرزاد و بده ولی پشیمون شد خدا بخیر کرد :||| بیچاره...........گفت با خودم گفتم گربه تو کوچه ارزش داره من برا موش ارزش قائل میشم میرم تله میخرم میزارم این پسر کاردانشی ارزششو نداره من زنگ بزنم حنجرمو خسته کنم..گفت با خودم گفتم ادمی ک انقد بی ارزشه بودو نبودش فرقی نداره بزار ولش کنم
واقعا میخواس زنگ بزنه :| برگام :| من ک بخدا سپردمش با بیخییییی
چهارشنبه سوری
بزور منو بردن...تا دقیقه اخر نمیخواستم برم اخر دامامون اصرار کرد رفتم...لوازم ارایشو گرفتم تو باغ ارایش کرمد س تا ترقه از دوسال پیش ک پسر خالم بهم داده بود داشتم ترکوندم ی بمبی ی کوچولو یدونم سوتی خیلی خوب بود بابا مگفت سال بعد براتون میخرم خواهرزادم ب پسر خالم حسودی کرد و گفت فلانی چرا با مهربونی با پسر خالش حرف میزنه فقط مال منه :| کلی داد و گریه اعصابمو بهم ریخت ولی اخر باهاش دوس شد....بهم خوش گذش ولی الان مث ی افسرده لش کردم....از همه متنفرم کاش زنده نمیموندم....ولی مجبورم درس بخونم تا ی چیزی بشم ..من ی شکست خوردم ک منت ی پسر اشغالو کشیدم و بهش گفتم دوست دارم خلامو انطوری پر کردم اعصاب نداارم اصا اشتباه زیاد داشتم مادرم گفت همون اول بمن میگفتی پسررو ادم میکردم :| راستم میگه ولی مادرم اون موقع خیلی بد بود نمیدونم...ب هرحال همه چیو همون موفع میدونست و بروم نیورد از سیگار بگیر تا..بسه دیگ زیاد غر زدم بای :|
ظلم
بیخیال....
این پست خصوصیه و درد دلمه.....
یخطش اینه..
مامان میگه : کجای تربیت من اشتباه بود ؟ کجا کوتاهی کردم ک تو همچین کاری کردی؟!
!
ای حرمت ملجا درماندگان
دور مران از درو راهم بده
💝💝
ب درخواست
ی خانوم محترمی ب اسم Quuenکامنت داده گفته صدا و عکس طرفو بزار
عزیزدلم عکسش فقط نیم چهرشو دارم ک زیاد بدردت نمیخوره ولی صداشو میتونم بزارم
فقط بگم ک چون م ن عاشقش شدم بودم صداش ب چشم من بهترین بود صداش میدونی از این خسته هاس :|
میزارم ادامه مطلب کویین جان اگ نمیخوای وبلاگتو ب من بدی یا وب نداری اصلا برو تو پستای قدیمی کامنت بزار رمزو بهت بدم فدا
دلم نیومد بهت ن بگم :+
باز کسی رمز میخواد بگه چیز خاصیم نیس والا...