هه
بماند ب یادگار
اخرین پیامم ب اقای فرزاد
بدین وسیله قول میدم دیگ بهش پیام ندم
فلانیه و قولش
من رو قول حساسم
قولم رو زییر پا نمیزارم
امشب دفن شید زیر خاک
دیگ ن من ن تو
بای تا همیشه !
هه
بماند ب یادگار
اخرین پیامم ب اقای فرزاد
بدین وسیله قول میدم دیگ بهش پیام ندم
فلانیه و قولش
من رو قول حساسم
قولم رو زییر پا نمیزارم
امشب دفن شید زیر خاک
دیگ ن من ن تو
بای تا همیشه !
تولد یکی از بچه ها بود منم تولد کردم با بچه هایی ک از ابتدایی میشناسمشون و بچه های دبیرستان و راهنمایی جمعا ده نفر بودیم تولد خوبی بود داداش 4 سالش عاشقم شد اسممم خیلی قشنگ میگقت کلا ی جاذبه ای خاصی برا بچه ها دارم میگن قیافت مهربونه...کلی رقصیدم بچه ها میگفتن اون انرژی قدیمی رو نداری راستم میگفتن هرچی خودو ب خنده و خوشحالی میزدم بارم دوستم بهم گفت آنی چند ملیون بدهی داری ؟ :|| هعی یکی نبود بهش بگه عزیزم من ک مث تو پزشکی قبول نشدم بدهی نداشته باشم من بدهکارم چند میلیاردم بدهکارم ب پدر و مادرم ب خواهرم ب ارزو هام و رویا هام
دیگ قید سلامتی و همه جیو زدم گو بابای عوارض من من از امروز ریتالین رو شروع میکنم حتی اگ دوره دانشجویی بشه هم میخورم چون من بدون پزشکی نمیتونم زندگی کنم زندگی بدون پزشکی معنایی نداره البته باید رهاش کنم تا بهش برسم ولی خب چیز مهمیه من دوس دارم ی پزشک مریض باشم تا ی ادم الاف سالم عقیده من اینه البته الانم مریض نیستم و کاملا سالمم فقط یکم بیش فعالی دارم بخاطر اونم ک شده باید ریتالین بخورم الان ک اولین روزه و ی نصفه خوردم خیلی اارمش دارم دیگ پاهام بی قرار نیست...نمیدونم چیشد ک اینجوری شد منی ک انقد تمرکز داشتم الان باید قرص بخورم دیشب تا 3 4 صبح بیدا بودم بخاطر کاپیتان بهش پیام دادم دلم برات تنگ شده خوابم نمیبره امروز صبح پیاممو پاک کردم..یکی نبود بگه احمق جون تو توی تولد کاپوچینو خوردی خوابت نمیبره چ ربطی ب پسر مردم داره ولی خب اونم بود دیگ اصا تصویرش جلو چشام بود نمیذاشت بخوابم...لنتی دوسال گذشته کی میخوای از یادم بری
واقعا حس خاصی بهش ندارم ینی همین الان بگه بیا بشو مال من میگم ن داداش همه ی گریه هامو کردم همه ی افسردگیامو کشیدم تو روزای خوشم داری میای ؟؟ کجا !؟؟؟
بیخیاااال
برم سر درس ک کلاس ریاضی دارم :))
در اخر هم بگم پاییز ینی یک غمه دیگه ینی ی سال مبهمه دیگه من از همون پاییز ک رفتی کلا شدم یک ادم دیگه :))
داشتم یچیزی تایپ میکردم ک مامان اومد گفت چی داری تایپ میکنی
برگام بابا برگام :| اصا نمینویسم قسمت نیست ظاهرا :|
گفتم دوتا عشق باهم کنار همن ازشون عکس بگیرم :))
تولدم باز ممبارک
دوستام پزشکی و دندون و دارو قبول شدن
تهران هم داشتیم دوتا !
من خیلی گناه داشتم روز تولدم حتی انتخاب رشته هم نکردم ک جوابو بگیرم یکم گریه کردم تا خالی شم و یکم با خدا درد و دل کردم !
کسی نبود تو اتاق تنها بودم ولی گفتم حتما خدا هست !
اینم عکس دلبرام کلیکــ
عشقم سزار و کیک
همرو تنهایی خوردم :|
تولد داریم چ تولدیییییی ویییییی تولدممم مباارککک ایشالا هزار ساله بشی آنی جون فلانی جون
افتخارات زیادی افریدی و گند های زیادی زدی و کتاب زندگیت رو زیبا نوشتییییی توادمم مبااارککک
سال بعد سور دانشگا و تولد رو باهم ی جشن بزرگ میگیرمممممم هوراااااااا

تاحالا برا خودم قلب نفرستادم ولی امروز وقتشهههه وقتشهههه وقتشهههه
😍😻💓💗💖💘💝💟😍😻💓💗💖💘💝💟😍😻💓💗💖💘💝💟😍😻💓💗💖💘💝💟😍😻💓💗💖💘💝💟😍😻💓💗💖💘💝💟😍😻💓💗💖💘💝💟😍😻💓💗💖💘💝💟😍😻💓💗💖💘💝💟😍😻💓💗💖💘💝💟😍😻💓💗💖💘💝💟😍😻💓💗💖💘💝💟😍😻💓💗💖💘💝💟😍😻💓💗💖💘💝💟😍😻💓💗💖💘💝💟😍😻💓💗💖💘💝💟
اینا هم مال من
ب کاپیتانم هیچی نمیدم بهشم نمیگم تولدمه وتی براش ارزشی نداره شاعر میگهه : فرشته ی منی ولی برو به جهنم :))))
همین دیگه
بای تا های
راستی حالا فک نکنین انقد خزبازی در اوردم پشت این وبلاگ ی دختر 14 15 ساله نشسته(البته چییز بدی نیس توهین ب کسی نباشه خودمم از همون موقع شروع بکار کردم !)
بنده 19 سالم تموم میشه![]()
حالا بین این همه دعوا و گریه مادرم میگه میخواااستم سوپرایزت کنم میخواستم ببینم ظرفیتت چقده وگرنه مگ میشه برات کیک نگیرم انگا من بچه 7 سالم داره گولم میزنه نمیخواست بگیره دیدی چقد ناراحت شمد دلش سوخت :| ب هرحال بهش گفتم من کیکی ک تو خریدی رو نمیخورم و بابا باید برام کیک بخره ههههه
البته یکم راستم گفت یکم حس بچه 7 ساله بودن بهم دست داد :|
شاعر میگه : دوس دااارم :|
یادش بخیر معلم زبانام همه مرد بودن و خیلی باحال بودن و باشون حال میکردم بجز اون جوونه ک 32 سالش بود و نمره کلاسی بمن ک خیلی فعال بودم داد 92 از 100 کلی باهاش دعو اافتادم اخر بهم گفت میخواستم ببینم ظرفیتت چقده نمرت94ـه
نمره 94 خوب بود تقریبا ی نمره بالا تر از من داشتیم ک اون خب سنش از من بیشتر بود وزیان و لهجش عالی بود منم کانون زبان میرفتم
خلاصه ک یروز سر یکی از معلما بودم ک در باره ی حرف اضافه داش تحرف میزد گفت دوتا حرف اضافه مگیم بگین برا این جمله کدومش بکار میره همه یکودومو گفتن منم گفتم to ینی ی گزینه ای ک اصا تو گزینه ها نبود گفتم شاید درست باشه معلم فک کرمد منظورم both هست و کلی ذوق کرد و گفت همتون اشتباه گفتین فقط فلانی درست گفت البته اینارو ب انگلیسی گفت فارسی کلا ممنوع بود
خلاصه منم لو ندادم منظورم یچیز دیگ بود
همش یادم میاد و عذاب وجدان میگیرم ک چرا لو ندادم واقعا جاش نبود :|| من همون احمقیم ک راهنمایی معلما بهم ارفاق میکردن نیم نمره یک نمره نمیدونسم از قصد اینکارو میکرند میرفتم بهشون میگفتم و اونام کم میکرند حتما تو دلشون میگفتن این دیگ چ اسکلیه خیلیام منو تشویق میکردن برا صداقتم یبار ی معلم بهم نمره کم داد جلوی چشمش برگه رو پاره پاره کردم
دستمو کشید مستقیم بردتم تو دفتر :)))
چ خنده هایی ک نکردم بعضی وختا انقد خندم میگرفت ک اجازه میگرفتم و میرفتم بیرون خاااک
خداروشکر الان خیلی دختر خوب و خانومی شدم![]()
![]()
![]()
چن روز پیش اقای دکتر بی مصرف(متاسفم ک انقد بی ادبم ) پیام داد قبلش دوستش پیام داد ک اره فلانی دلش براش تنگ شده و شبا خوابش نمیبره از دلتنگیت گفتم حاجی مارو سیا نکن اسکل نکن (البته همه میدونیم ک اینجوری بهش نگفتم ) گفتم اسکلم نکن گفت گناه داره منم گفتم وقتی داشت تاریخ تولدشو اشتباهی میگفت منم گناه داشتم بعد دیگ جوبشو ندادم دیدم یارو خودش پیام داد قشنگ برگام ریخت یکی نبود عزیزم تو همون لحظه ای ک با من کات کردی دایکرت دختررو فرستادی و با همونم رل زدی بعد دلت تنگ شده ؟؟؟ معلوم نی هدفش چیه یکم حرف زد منم گفتم شاید ی درصد دلش تنگ شده جوابو دادم با سردی چون خودم اینکار برام اتفاق افتاده بود گفتم فرزاد جوابمو داد چرا من جواب این بنده خدارو ندم... یکم حرف زدیم و رفت و چن روزه ازش خبری نیست خداروشکر هیچ حسی بهش ندارم کلا از اولم ب چشم برادری میدیدمش ولی اون جنبه نداشت سال کنکر بزور با من رل زد من بچه بودم حالیم نبد تو دانشجو بودی ایندتو ساخته بودی مشاورم ک هستی درک میکردی ک سال حساسیه ..... بیخیال
فقط نوشتم ک ثبت شه
اینم بگم ک ادما خیلی بدبختن مامانم برا خواهرم شمع 18 سالگی نگرفت و کیک هم نگرفت ینی خواهرم تولد 18 سالگی نداشت حالا ک فلان رشته قبول شده براش تولد میگیره کیک میگیره ..حالا من ک حسودی نمیکنم ولی منو ببین حالا ک کنکوور گند زدم هیچکاری برام نمیکنه !!!
همه چی ب جایگاه اجتماعی بنده حتی عشق مادر ب فرزند جالبه خیلی ن؟؟؟؟ چ دنیاییه...متاسفم متاسفم متاسفم
فک نکنم هیچیک باشه ک انقد مادرش دوسش نداشته باشه
بعد بهم میگه بیا بغلم کن آنی انرژی های منفیت بره یکی نیس بهش بگه تو برام تولد بگیر انرژی های منفیم میره حالا انگار من محتاج تولد بودم بحث سر تولد نیست سر قدمیه ک برام بر نداشتی مادر جان سال بعد ک رفتم خوابگا و تولد خونه نیودمم میفهمی ینی چی
حالا بیخیال همش دوساعت بعد یادم میره :||
تولدم جمعست ب مامان گفتم برام کیک میگیری دیگه ؟؟؟ گفت نه نمیگیرم برات شیرینی میخرم کیک بخرم کی بخوره تو تنهایی نمیتونی کیکو تموم کنی خواهرتم ک خوابگاهه اون خواهرتم ک گفت کار عقب افتاده دارم نمیام زنگ میزنم تبریک میگم کادوشم هفته بعد میدم اولش باورم نشد ای حجم از بی توجهی ب من منه بچه اخری ک همش برام کیک و کادو میگرفتن کارم ب جایی رسیده ک هیچکس برا تولدم حتی خونه نیست فک کردم میخواد سوپرایزم کنه مثلا !!! ولی ای دل غافل اون مادر سنگدل جدی بود نمیخواست برام کیک بگیره
بابام از اون طرف داد زد گفت چرا بچمو اذیت میکنی خوددم براش بهترین کیکو میگیرم...هه...چی بگم حداقل ینفر هنوز ب فکرمه...بعد ب مامانم گفتم هه دوستامو ببین یکی براش تولد انچنایی گرفتن یکی دیگه سوپرایزش کردن اون وخت ی کیک برام نمیخوای بگیری و با بغض رفتم تو اتاقم و همزمان چن قطره اشک اومد و ی مسئله فیزیک حل کردم :|||
نمیدونم لوسم یا ن ولی بعد از مدت ها یساعت یوگا کار کردم دمبل زدم و بی قراری پااهام خوب شد ولی باز این زنه یکاری کرد من ناراحت شم زهر مارم بشه
البته زیاد دارم بزرگش میکنم الان باز یادم رفت کلا زود یادم میره و اون لحظه ک گریه کرمد حدودا 5 دقیقه پیش خیلی دردناک بود برام
حداقل خواهرزادم بزرگ شه مطمئنم انقد دوسم داره برام تولد میگیره
اصا گور بابای همشون حالا ک اینطور شد جمعه تنهایی میرم کافه تا کور شود چشم مادر از کافه هم خوشش نمیاد بیکم حرص بخوره (چقد بدجنس شدم)
هعییییی
کلا بنظرم این پستم یکم بچه بازی بود ولی واقعا نمیتونم درک کنم مادرمو برام این همه کادو گرفت ی کیک نمیتونه بگیره
اره برا ی دختر ک جز سیاهی لشکرِ کنکوره با رتبه افتضاحش و پرستاری قبول میشه چیکار باید بکنه ؟؟؟؟ باید بره برا اون دختر دندونپزشکش تولد بگیره باید اونو ببره دریا باید بخاطر اون چهارر تای بریم دریا تازه الان یادم اومد ک تولد خواهرمو دریا گرفتیم اون وقت من چی ؟؟؟؟
حتی اون دبیرستان گوشی و تبلت داشت ولی من الان هیچی ندارم ب مادرم میگم چرا واقعا میگه همه میدون تو چیکاره ای چقد کرمی :||| از اون طرف بابام میگه اگ میخوای برات مییگرم منم میگم هه تا االن ک دست همه همسنام سیمکارت و گوشی بود برام نگرفتین سال حساس کنکور میخواین بگیرین ؟؟؟؟ نمیخوام بخوره تو سرتون
ولی من میتونسم گوشی بگیرم ولی ترجیح دادم کارامو پنهانی انجام بدم ک کسی شک نکنه اگ گگوشی داشتم از ترس هیچ غلطی نمیتونسم مبکنم :)))
ب هرجال مهم نیست من نمیزارم روزم خراب شه و امروز درس میخونم و بهترین خودم میشم :|
برم کلاس فیزیک ببینم بابای