sag

هودی خاکستری با کلاه خاکستری پوشیدم بعد سرم ی پتو گذاشتم رفتم پشت بوم سگگگ لرززززز زدم ینی یقران سگ لرز بود 😂😂اقا بالاتنم اصلا سردش نبود ب لطف پتو ولی پاهام بگ* رفت الان قرمر و بی حسه

بارون میومد همین ک دستم سمت درمیرفت بارون شدت میگرفت و باد میزد وقتی میرفتم وسط حیاط خوب میشد😐

اقاااا

با باد حرف زدم : ای باد ..لطفا یاد من و پیغام منو ب یارن برسون

با خودم گفتم : جای برف باز میشینی کنارم..مطمئنم دیگ شک ندارم

شک ندارم توام بفکرم هستی

تنهایی تو اتاقت نشستی

گفته بودی دلت تنگ نمیشه ولی

باز چرا هی میای پشت شیشع ـــ

و بعد گفتم

دل عاشق ب پیغامی بسازه یار....

😢😢بعد یکم هق زدم ولی اشکم نیومد ولاهی

یادش بخیر فرزاد عکس بساط مشروب میفرستاد میگفتم میشه بخاطر من نخوری !؟ گفت : اگ نخورم ب ساقی بی احترامی میشه بخاطر ت کم میخورم

حالا دوس دختراش چیکار میکردن ؟

همراش مست میکردن کادو تولد بهش ویسکی میدادن :|

هعی

....

یبار فرزاد استوری گذاشت : ن اینکع حرفی نباشع هست.ولی گفتن و نگفتنش فرقی نداره !

۹۷ ۹۸ بود بعد کاتمون بود

کاپیتان دل ها

زیر بارون گفتم ': من حاضرم تا اخر عمر تو همچین سرمایی باشم ولی کاپیتان پیشم باشه

یبار فرزاد سردش بود بهش گفتم میخواس مانتومو در بیارم بپوشی؟😂😂😂😂😂😂خدایی ن خدایی چی زده بودم

خداروشکر جوابش ن بود😁😁

😌

دوست دارم . . . .

بای...

چون ۵شنبه اس یکم میخوام حرفای بی ادبی بزنم کارای بی ادبی ک نمیکنم

ب هانی پیام دادم حاحی ۵ شنبس برنامت چیه جواب نداد

منم پیام دادم '

داری میدی !؟

ب کی !؟

خلاصه خواستم بگم ادم بی ادبی هستم

صدای بارون منو ....

دندونمممم مامان دندونم

دندونم

دندونم

ینی من از ۱۶ سالگی درد دندون عقل داشتم

همه چیم دیر بود بلوغم و ...همه چی

ولی دندون زود

اونم عقل

برا منع بی عقل

خدایا چی افریدی !؟

فتبارک اله احسن و خالقین

دندونم

ای

دندونم

 

kha

دلم میخواد برم زیر بارون ولی کراتین موهام خراب میشه !

کاپیتان یخ زد ک😭😭😂

توروخدا لباس گرم بپوش😭😭😭😭😭

ی کفش دم در خونشون بود فک کنم سایزش ۵۰ بود

واقعا نمیتونم تشخیص بدم مال خودش بود یا باباش

کاپیتان گمشه اصا

من  حالم بدع دندونم درد میکنه

دلم میخواد برم دندوپزشکی کولی بازی در بیارم

😔😒

کاپیتان ک نیس چرا دندون پزشکی برم ؟

بزار درد بکشم من لایق د گرد کشیدنم

تو اینه خودمو نگا میکنم و فقط مژه هان بلند و خوشگلن بقیه اعضای صورتم ب ف*ک رفتن

زیر چشمم چن تا چین افتاده 😐😐

پیر شدم ولاهی

شب جمعسس

فرزاد مست میکنه امشب همیشع ۵ شنبه ها برنامه داش 😟

هانی بهش گفته بود اگ بخاطر سکس آنی رو ول کردی بگو راحت باش

اونم گفت ن واسه سکس هستن 😐😐😐

کصااافددد کم مونده بود یا توعه ایدزی من چیز کنم😯😒😒بی شخصیت بی حیا

صدای بارون شدت گرفت

میخوام برم زیر بارون خودمو ب گ* سگ بدم

بای

بای

بای

بای

ینسینگلل

5 شنبه شب رو بتمامی سناگل  (سینگل ها ) از جمله خودم عرض تبریک  و تسلیت دارم .. . باشد ک عاقل شویم

خدیاا  اخرین خواستم قبل مرگم اینه ک برف بیاد . . .

bad boys good lips

خاهرزادم برام زنگ زد کلی حرف زدیم با گوشی خودش زنگ زد اون سری میگفت آنی من  بلد نیسم بخونم عکستو بده بزارم میخوام برات زنگ بزنم راحت باشم😂

اسمشو سیو کردم : تنها عشق زندگیم

فک کن زنگ بزنع بعد من نباشم پدر مادرم باشن بعد فک کنن دوس پسرمه😂😂

دارم فک میکنم مادرم چطور با چیزایی ک براش تعریف کردم تو صورتم نگا میکنه

جالب اینجاس بهم گفت من بهت افتخار میکنم😐😐😐😐

میگم چرا

گفت از دل باتلاق پرواز کردی هم با پسره بهم زدی هم دیگ سیگارو کنار گذاشتی ولی یجای کارو خراب کرردی اینکع بهش پیام دادی باز !

البته یسری چیزا براش هضمش  سخت بود میگفت چطوری نترسیدی چطوری

بای

خدا رحم کنه

مامانم میگه پدرت بهت شک دارع و حس میکنم دکترات یچیزیای بهش گفتن ! :|||| گفت میگه یکی از تولدایی ک رفت پسرا هم بودن و سرش بلا اوردن یا اینکه میگه این دختر دوچرخه داش دوچرخه !...میگه باباات چن روزه میگه این دختر از سال ۹۷ متحول شد این اون ادمی ک من میشناختم نیس مادرم میگه پدرت یچیزایی میدونه و میخواد از دهنم حرف بکشه ! منم اشک تو چشام جم شد خدایی اه

(چن دقیقه بعد چون نفسم بند اومد)

چرا انقد باید شیرین عقل باشم ؟ الان باد شدید میزنه و من دارم غصه میخورم فرزاد احتمالا بیرونه و سردش شده 😑😑

از اون طرف طرف زندگی منو ب ف* ک اعظم دادع

اه خدایا اه

حاالم بده دندونم درد میکنه

پاررر م حاجی پاررررم

ای دندونم

دندون عقلم بشدتتتتت نهفتس و قراره زیر تیغ جراحی کل فک و لثم جررررر بره

انشالا ب امید خدا زیر جراحی جون بدم

😢😢خدایا من ادم بدی نبودم نباید اینطوری میزدی تو سرم😢😢😢

فرزاد اخ فرزاد

وای  ب حال روزی ک از جونم سیر شم و ب پدرم همه چیو بگم ! وای ب حالت ک قسم میخورم زندع نمیمونی...امیدوارم پدرم هیچوقت نفهمه....

باورم نمیشه...من  همون دخترم.

من دوماه روزی ده نخ سیگار کشیدم

من .ــ  .

من ***** رفتم

من پسره رو بوسیدم بغلش کردم

چرا چرا ب پسری ک غریبع بود نسبتی با من نداش همچین اجازه ای دادم !!! چرا بهم بگو چرا ـــــــــ

خدایا سرم درد میکنه ..روحم بی قراری میکنه

تولد فرزاد نردیکه تقریبا ۱۴ ۱۵ روز دیگ

۸ رور دیگ سومین  سالگرد جداییمونع

اخ اخ ک ماه بهمن چ ماهیه برا من

نمیتونم بگم نحس چون خواهرزاده ی زندگیم تاریخ تولدش یروز با فرزاد فاصله داره .ـــ

اهای بی وجدان

با دل ما چ ها ک نکردی😢😢

ت ک میدونسی دست پسری بهم نخورده

ت ک میدونسی من خیلی مثبتم

چرا اونکارو کردی !؟

چرا....چطور تونسی....ـچطور انقد شروری

فرزاد از کلاس سوم سیگار میکشه و  میگفت بعد مدرسه کلا این ور اون ور بوده میگفتم چطوری خانوادت همچین اجازه ای میدادن !!! میگفت بهم باج میدادن !!!

مادر من همیشه خانواده ی پسر دخترایی ک تو کوچه ان و بازی میکنن رو سرزنش میکنه و میگه این پسرا اینده خوبی ندارن

حالا من با یکیشون ....!!!

اخه حرومزاده چطور تونسی همچین کاری باهام کنی چطور گریه هامو ندیدی چطور

شاید اتفاق اون روز چیز خاصی نبود ینی بوداا ولی میتونس بدتر شه ولی همونقدشم برام سنگین بود

دیگ نمیتونم بنویسم....خدایاــــ

امیدوارم کودکان کار در این سرما یخ نزنن !

خیر پیش ....بای..😢😢

سلطان جنگل شیر

سلطان ازباشگا اومد امروز 48 کیلو و هفتادو پنج گرم بودم ولی خوب بود روزش از روزای پیش بهتر بووود ولی مث اول نههه همین دیگه

اسم اون یاروام نیارین بالااا میارم گندش درا ومد ولاااهی

قلبشو نشکون

تختشو بشکون

👲😐😐😕😕😕

واقعا چرا .ـــچ

 

چراا

هعیییی

سلطان غم ها بیدار شد .ـسلطان غر غرو ها و عر عرو ها بیدار شد :| ـهنوزم باورم نمیشع دیشب خوابم برد ...باید برم باشگا...حرفی نیس در مورد اسمشو نیارم نمینویسم چون انقد ازش گفتم و نوشتم میخواااام بالاا بیارم بالااا

هوف

تو هر وعضیتی باشی بیشتر اونو ب سمت خودت جذب میکنی...

کاش یچی بشه من مودم خوب شع کااش

اخه از سال ۹۷ من بازندع بودم هیچی برای افتخار کردن ندارم هیچی . . 

😔

من خوبم . . چیزی نیس

کاش امروز اشتها داشته باشم بعد باشگا غذا بخورم چوب استخون شدم ولااهی

خب دیگ

اها راستی

وب من یسری ادمای با شخصیت داره

ینی ادبیاتشون یجوریه ک میگم اع حاجی بیکاری میای وب من !؟

جالبه برامــــ....

روز مادر نزدیکه و من هیییچ ایده ای ندارم

عطر خوب بود ک تولدش خریدم هنوز دارع

گل ک چرته بدردش نمیخوره ک

خودش ک میگفت بهترین کادو برای من درس خوندنتع !

میدونی حس میکنم مادرم میدونه بخاطر اون ادم دپم

اون همه چیو میدونع

حاضرم قسم بخورم

...

😔فک کن اسفند ۹۹ رفتم پیشش گفتم تو سطل اشغال اتاقم گشتی سیگار پیدا کردی چرا بهم نگفتی اولش انکار کرد بعد یهو عصبی شد گقت : کی بهت سیگار داد ها !؟ فرزاد !؟ فرزین !؟

قیاقه من :|

خدایی اسمشو از کجا میدونیی

نوشته بودی تو ی برگه دیدم

اعصابم خورد شد باز ازش گفتم

اه اه

کسی ک تعادل روانی نداره بچسسس ارزش نوشتن نداره حداقل برای امروز

لنتی لنتی

 

همم تیشرتمو در اوردم و  الان نور گوش ب بدن عریانم میخوره...صحنه ی س*سی هست...کاش ی بد بوی پیشم بود عملیات فروغ جاویدان انجام میدادیم

و یچیز جالب

تو دو هفتع ی اخیر هیچ فکر و خیال ج*سی نداشتم و این برای من معجزس

میلم رو ب صفرع تقریبا

جالبع

چن وقت پیش انقد بهم فشار اومد میخولسم قرص کاهش میل بخورم

ولی دیگ نیازد ندارم !

و اینکه

هیچی

نصف شبی زدع ب سرماا اینا چیه میگم..و ب خودمه ااو دوس دارم

بای

 

پاکشد

اره باشه

شبم با ی دعوای پدر مادری بهترم شد ! البته من نقشی نداشتم.ـ.داشتم سفره شام میذاشتم😔شام غاز بود ..ب مامام گفتم میخوای من برم تو و بابا رمانتیک دو نفره غذا بخورین ؟ گفت مسخره نباش بعد رفت ب بابام گفت چی گفتم😳از خجالت اب شدم والا..چن دقیقه قبلش ل صورتم خیره شد ': چقد بهم خورردی تو خیلی لاغر شدی..گفتم یادته چقد صورتم تپلو بود ؟ بعد ی ضرب المثل گفت  ک یادم نیس :| دستاشو دیدم وحشت کردم ورم داش گفت  مال نارنجه...هیچی اقا رفتیم سر سفره و دعوا شد و همه با بغض شام خوردیم😔😔بابام خودش عصبانی بود من دوتا قاشق برنج ریختم گفت میخوای نخوری اصا؟ این غذای کودکستانیه چیه ؟

در حال حاضر  خونع بقلی بزن برقصه...الانم ی خانوم داره اهنگ میخونع بقیه کف میزنن به به چ صدایی ....

ب مامان گفتم مامان تو بمیری من چیکار کنم بابا بره من چیکار کنم گفت اره تو هیچی نداری ! گفتم خب چطوری کنار بیام گفت نباید کنار بیای ک باید ب ایندت قک کنی.. مردم بچه ی اولن پدر مادرشون جوونن ب قکر اینن بعد پدر مادرشون چیکارکنن تو بچه ی سوم انقد بیخیالی ؟ ت بدنیا اومدی پدرت پیر بود ! گقتم اا ینی سی سالش میشد ؟ گفت چی میگی سی و خوردی بود !

بعد ..الان صدای ی اقا میاد

این همسایه س تا پسر داشت داش

حتما یکیشون ازدواج کرده شب هاشه

منم خودم همش تو پشت بودمم بی حجاب :| امید وارم پسراش منو تاحالا دید نزده باشن _-

ماه معلومع خداااا چقد قشنگه

یروز من و کاپیتان دوتایی ب ماه زل زدیم

یروزم وقتی داشتم ب ماه زل میزدم صدا رادیویی اومد سمتم و باهام حرف زد

میگفت تو دختر ب این سن این وقت شب چیکار میکنی انیجا خطر ناک نیس !؟ انقدرررر مودب بود انقدررر باشخصیت بود گ نگو

بعد دستاشو باز کرد گفت اگ میخوای خودتو خالی کنی من اینجام

من همچنان ب ماه نگاه میکردمگ

گفتم اوکی الان میرم ...ـ

رفت و منم رفتم خونه

خیلیم بد بودا یکم اون طرف تر پسرا مست کردع بودن ب در و دیوار وسیله پرت میکردن . ـ ..هعی..

یبار همونجا ی پسرع بهم تیکع انداخت و اینا بعد فرداش منو با فرزاد دید حسابی ازم معذرت خواهی کرد منم اصا محلش ندادم و رفتم

ب فرزاد گفتم دوستت چقد اشغاله ب دختر مردم تیکه میندازه گفت اینطوری نگو ناراخت میشم !!

یبارم دوستاش اذیتم کردن نبود براش تعریف کردم میگفت نگو ناراحت میشم عصبی میشم قشنگ معلوم بود ب هیجاش نیس

بنظرتون صدا رادیویی منو یادشه !؟

من هیچوقت فراموشش نمیکنم.

شاید اگ بجای فرزاد ب اون پسرع دل میدادم الان وعضم این نبود !

تازشم اصا من قرار نبود دل بدم ک

فرزاد یهویی شد

ینی بای قور اور دادم  بهش

بعد فرداش اتفاقی دیدمش

ولاهی نشناختمش خودش اومد سمتم

خیلی راحت شکارم کرد

ولی چیزی ک دوس داشتم این یود ک حتی یبار نشد من ببیننش موقع خدافظی همو بغل نکنیم

کاپیتان با دل ما چ ها کردی

دیالوگامون جذابه ..

یادمه سال ۹۷ ک یسریاشو نوشتم چن نفر کامنت دادن اینا واقعیه یا داستانه چاپش کن و این حرفا

نمیدونم چرا انقد داستانم برا همه جذابه

تو چترومم برا همه یچیزایی گفتم...بیچارع هل افسرده شدن

اسممم گذاشن : آنی و راه های نرفته اش

😂😂😭

کاپیتااااان

بهش گفتم تو ملوان منی

گفت اا منظورت کاپیتانع دیگه !!؟؟؟

و از اون روز شد کاپیتان من

کاپیتان قلب ها

کنار ت لنگر گرفت کشتی عشق

بیا ک یاد تو ارامشیست طوفانی..

شبتون بخیر دوستان من

شما زندگی کنین عاشقی کنین

زندگی بزرگه

ادما بزرگن

مهاجرت کنین

درس بخونین

ازدواج نکنین خودتونو بدبخت نکنین

مستقل باشین

من مغزم تعادر ندارع

منو نبینین

منم یروز موفق بودم

منن یروز ی دختر یوگی ریکی کار درس خون بودم

پرانرژی ترین دختر دنیا

ب دوستم گفتم اون موقع منو تو ی جملع توصیف کن گفت : ت ی دختر ادم فضایی هستی ک وقتی میخندی نمیشه ساکتت کرد و صدای خندت همه جارو میگیره

ی همچین چیزی گفت...

مدیر مدرسع ل خانوادم میگفت مدرسه دیگ جایزه نداره بهش بده جایزه هارو جارو کرد

یبار ی ازمون نفر دوم شدم...ب نفر اول ی ساعت خوشگل دادن ب من گونیا نقاله

جلوی چشم همه سر صف پرتش کردم زمین و خوردشد

اره..اون ساعت مال من بود ن کس دیگه...

منو مغرور ترین میشناختن

یبار با ی دختره دعوام شد  بیس نفر جم شدن معاون گفت' ازش معذرت بخوا

با اخم نگاش کردم و سکوت کردم

گفت : خیلی مغروری خیلی

و رفت

و الان دارم ی دختر مریض و سوسول و اویزونو میبینم

راستی اسمش چیه !؟

چرا دیگ نمیتونم تو اینه نگاش کنم !؟

ج

آنی !؟ نه نه

آنسه...

من آنی نیستم من موفتی و لحظه ای نیسم

خواهش میکنم

میخوام آنسه بشم

آنس . .

آنسه کجا رفتی !؟ آنی کیه !؟

آنی...

آنسه....

بریم بخوابیم خدا بزرگه

و .....

اونی کام خصوصی دادی یچی معرفی کردی

میخونم

مرسی

دلم میخواست صفه باز شه و کامنت خوب ببینم

و مال تورو دیدم

حلالت باشه

امیدوارم توام حالت خوب شه دختر خوب :(

هزار بار جانم فدایت :)

شوخی میکنم بابا

کسی هست تجربه ی رگ زنی داشه باشه ؟ اخه خیلی درد دارع خدایی سال ۹۷ چن بار سعی کردم خون کل خونرو گرفته بودا ولی ب رگ نرسید اخه رگ عمیقه ادم چطوری رگ خودشو بزنه خدایی  | اه اه اشرف مخلوقات این بود !؟هزار بار

جانم فدایت

هزار بار جانم فدایت

 

 

دکتر زنگ زدم گفت شنبه ز بزن بت وقت بدم استاد خواهرمم هست :|

یساعت اینا باید بریم ی شهر دیگ برای جرااااحی

بعد  دیگ مامانم صداش در اومد منو فرسااد طبقه بالا اومدم کتابامو دیدم س چار بار داد بلند کشیدم مامانم میگع کی بود میگم توهم زدی من ک چیزی نگفتم

الانم ی داد دیگ زدم

میخوام بالا بیارم

یادش بخیر وقتی بهمن ۹۷ فرزاد رفت انقدر حالم  بد بود مادرم میگفت توروخدا خودکشی نکن توروخدا اروم باش چن سال استراحت کن میبرمت بزرگ سالان...ولی ب هرحال پاس شدم دیپلمم گرفتم

الهی شکر

دهم معدم ۱۹ و خوردی بود

یازدهم شدم ۱۶

دیپلم شدم ۱۸

۱۶ اخه ؟ مرد حساب ۱۶ ؟

باز موقع امتخاناات ‌دی ترم اول ب قرزاد پیام دادم گفتم فردا چ امتحانی داری ؟ گفت فیزیک گفتم خوندی ؟ گفت بدون هیچ شک و تردیدی میفتم گفتم خب بخون دیگه عکس بساط مشروب و الکل فرستاد برام 😂😂خدایی کی شب ترم یک فیزیک مست میکنع ؟

عجبا

واقعا این پسر عجیب غریب بود

یادمه همشم با معلم دینیش دعوا میفتاد😂😂انقددد از پدرم میترسید میگفت اسم منو ب روانپزشکت نپو ب خانوادت میگه

اگ پدرت بفهمه  دیگ هیچچ مدرسه ای منو ثبت نام نمیکنن😂😳

هعیی

خیلی دلم میخواد ب بابام بگماا خالی میشم قشنگ

ولی اول دهن منو سرویس میکنه ک دختر حسابی تو پیست چیکار میکردی ؟ پیست جای تو بود اخه ؟

:(

هعی

برم ی کتاب پیدا کنم بخونم

😭😭

فرزاااد

میدونی امروز داشتم فک میکردم ک چقدرر پیش فرزاد ادم بی ارزشیم..

ولی هیچوقت بهم نگفت..حتی یکی دو هفته پیشم ک خرف میزدیم میگفت من درک میکنم تو چ وعضیتی هستی ولی برای خودت بهتره ک همو نبینیم هرچی بیشتر همو ببنیم سخت تره 😢😢😢

کاپیتان با دل ما چ ها ک نکردی 😢😢😢

بای😖

وای بچه ها

دوستان این کلیپو مامانم بهم نشون داد دارم از خنده میمیرمممم کلیک

غر غروی عر عروی اومد

پااررررررم حاجی پارررم...علاوه بر دندون و زبون  انگشت اشارم ناخونش یکم درد داره ینی الان بزور تایپ میکنم خیلی بی قرارم و از انجام فعالیت های روزمره  باز ماندم . .. مثلا مادرم لباس داد گفت پهن کن من وحشی وار پهنشون کردم ب طوری ک تا س روز خشک نشد ن :| دلم میخواد گریه کنم بی دلیل . .. . خیلییی داغونممم از جراحی مث سگ میترسم . .. اگ وسطش خندم بگیره چی ؟ فک کن دکتر داره برش میزنه بعد من بخندم کل دهنمو ببره نهههههههههههه...پاهام بی قراره و ته دلم احساس ضعف میکنم . .. خیلی وعضی بدیه بخدا . .. . تازه صدای اذان اومد یکم اروم شدم ولی باز  اینطوری شدم روحم برای رفتن ب اون دنیا بی قراره....چن روز دیگ واکسن دوز سوم میزنم انشالا ک میمیرم و دیار فانی رو وداع میگم  . . .

زندگی پوچه

زندگی بی هدفه

خدایا منو ببخش . .. فک کنم این حرفا ب نوبه ای کفر باشه!

دندونمممم

زبونمممم

انگشت اشارمممم

نه اشتبا شد

ناخون انگشت اشارمممممم

پاهاممم

 قلبمممم

اخ حاجی قلبم اخ

قلبم پاره پارس

فرزاد 6 روزه انلاین نشده اخه چیکار میکنی پسره

نکنه سربازی رفته باشه :|||

هنوز ب فکر مادرشم

ااخه مادر ب اون مظلومی و اینا

چطوری پسرش انقد تیپ میزنه و از این تیپای لش مش میزنه و این داستانا

نمیدونم دلم برای مادره سوخت بخدا

شوهرشم ادم نیس پسرشم ک اونجوری

ی دخترم داره و ی نوه حتما اونا دلخوشیشن . ..

روز دومی ک فرزادو دیدم بهم گفت من ی مشکل ژنتیکی دارم ×××

گفتم ااا چیه ؟ گفت اگ خیلی عصبی بشم ب دیوار مشت میزنم :||

گفت از پدرم ب ارث بردم...گفتم ااا پس بزار من الان عصبیت کنم ببینم چ شکلی میشی باشه /؟

گفت نکن پشیمون میشی

ی چنتا چرت و پرت گفتم دیدم فایده نداره

گفتم دکتر رفتی ؟ گفت اره رفتم و ظاهرا راهی نیس

حالا جالب اینجاس یبارم عصبی نشد کلااااااااا بیخیاالااا ینی یچی میگم یچی میشنوی

در حدی ک بهش گفتم تو دلت میسوزه برام با منی وگرنه صد سال پیش ولم میکردی از روی عذاب وجدان واینا

گفت : تو ک میدونی همه چی  ب ت*م مه

منم گفت ااااا چقد بی ادبییی

بعد گفت : اول برای حرفی ک زدم ازت عذر میخوام و . .

ادامه داد متاسفانه یادم نیس بقیشو چی گفت

کاپیتان رفتیاااااا

رفتیا حاجی رفتیااا

نگفتی من چی میشم ؟ نگفتی من میمیرم ؟ باورم نمیشه

هانی دیروز داشت میگفت تو دختر قوی هستی

گفتم نه حاجی قوی چیه من هنوز از مرحله گذر نکردم هنوز موندم

مادرم امروز میگفت کاش گواهی نامه داشتی _ -

دوساله هیچ گو*ی نخوردم دوساله خونه نشینم

خستم اخ سرم اخ

راستیییییی

داشتم از دردام میگفتم دون دونای قرمز یادم رفت

اخ اخ

بابا م امروز میگفت این دردو همه کشیدیم و تو نازک نارنجی هستی

بعد یکم مشاوره داد بهم انقد عصبی شدم میخواسم عینکمو بشکونم :|

بعد مادرم درباره ی دختر حرف زد

گفت  : من قصد توهین و اهانت ب تورو ندارما منظورم تو نیستیا ولی ببین این دختره داره زبان میخونه ی پسره از پدرت پرسید من خواستگاریش برم بهم میدنش ؟ حالا پسره کیه ؟ زن اولشو طلاق داد و با ی دختر دیگ چن سال رابطه داشت ازش سیز شد انداخدتش دور  و کلی پرونده داره

بعد میگه : ایا بنظرت این دختر بجای زبان میرت پرستاری میخوند این پسره خواستگاریش میرفت ؟

اقا منو دیدی ؟ داشتم اتیش میگرفتم

خونسردیمو حفظ کردم گفتم : خاک بر سر بدبختت کردن کوته فکر بیچاره خودت چی شدی مگه شوهر خودت مگه کیه در مورد دختر مردم اینطوری میگی مگ زبان چشه مگ دختره انتخاب کرد کی خواستگارش باشه ؟ معلوم هست چی میگی باااااااای

و رفتم طبقه بالا

وای خدا سرم تیر کشید

ی ادم چقدددررر میتونههه بدبختتتتت باشهههههه

خدیا نجاتم بده از دست این زن

حیف ک حرمت داره و موقعی ک افسردگی فوق حاد گرفتم بعد رفتن فرزاد خیلییی بهم کمک کرد

حیف ک نه ماه تو شکمش بودم

حیف حیف

بخدا دستم بستس

اه حالم بد شد

بای

خستم

تو رخت خوابم مغزم فرمان نمیده بلند شم باشگا نمیرم...خیلی خستم تو باشگا توانم یک سوم شدع.ــمنو چشم زدن ینیااا هی میگقتن  تو ب این لاغری چجوری انقد ورزش میکنی الان فک کنم شدم ۴۷ کیلو دیگ جونی برام نموندع

بشدت از زندگی سگیم خستع شدم.. حس میکنم ی دختر اویزونمــ..ولی چتای قبلنو ک میخونم اینطور نبود ینی فرزاد خودشم گاهی بهم پیام میداد...ولی در کل یکم منطقی باشم رفتاراش تعادل نداش ! دلم نمیاد اینارو بگم ینی قشنگ قلبم تیر میکشع پشتش حرف میزنم ولی نمیشه واقعیتو کتمان کرد....ب قول خودش روزی دو پاکت سیگار و هر شب مست...😔😔اخر یروز سرطان ریه میگیره😢😢هعی خدا😢

کم دهنم سرویسه چن روز دیگ باید برم دوز سوم واکسن بزنم.هردفعه واکسن زدم اعصابم ضعیف تر شد..ولی باشگا میرم مجبورم😢😢

حتی اگ درس خوندنو شروع کنم بازم زندگی کسل کنندس بازم نمیرزه

ک چی ها ؟ ک چی

من ک خواهم مرد پس چرا الان نمیرم :(

خدایا بهت نمیگم کاری کن...چون هم ازت کلی کمک خواستم...هم قدم اولو رفتم و برکت ندادی....خدایا فقط دردای جسمیو ارم دور کن دهنم سرویسه بخدا....دلم ک خونه ....

مامانم دیشب تهدیدم کرد برم باشگا خدا رحم کنه

دیشب چار و نیم صب بلند شدم و ب سقف زل زدم...انگار یکی داش بمن فک میکرد !

زندگی زیباست.....

هزار بار جانم فدایت 😢

 

سوتون

میخواسم گریه کنم ولی رفتم پیش مامانم تو اینستا ی مامانم دوتایی گشت زدیم چن تا کلیپ دیدیم از خنده جرر رفتیم بعد رفتیم لایو دکتر بیتا حسینی یسری حرفا زد بدردم خورد ..درباره ی اینکه یکی ک از زندگیت میره داره بهت ی پیامی میده و باید دریافتش کنی...بعد شیرینی و چایی خوردم بعد شام لوبیا خوردیم بعد مامانم گردنش و دستاش از اون جوش قرمزا زد  منم ک قسمت بالایی باسن و دو بغل پشتم :| میخواسم ب باباجونم نشون بدم ولی خب پشیمون شدم چون خیلیی رو من حساسه ناراحت میشه دلم نیومد...دندونم درد میکنه زبونم منو گ*یید ولاهی

😩😩فرزااد

کصافد

اشغال

ازت بدم میاد

منو دق دادی

همه اذیتاش ساال ۹۷ ب کنار الان رفتم نوشته های اسفند ۹۸ و فروردین ۹۹ ک باهم بودیمو خوندم عین سگ عصبی شدم ...پسره ی حرومزاده ..چقددد منوو دق داددد خدایاا چرااا ی معتاد الکلی باید بزاری سر راه مثبت ترین دختر دنیاااا چراااا من چ گناهی کردم خدااا

بیخی

این جوشا بدن

فردا میرم دکتر پوست

اگ شد میرم ارایشگاه ابرو اصلاح کنم

دیگ نمیتونم قیاقمو تحمل کنم وقتی ابروهامو اصلاح میکنم ب قول خواهرم ی آنی دیگ میشم

هر دفعه میرم میگم فقط تمیز کنه فرم نده و هدف من اینه ک ابروهام کلفت یمونه چون از ابروهای نازک بیزارم...این سری میگم یکم فرم بده ببنیم چ شکلی میشم

دکتر بیتا حسینی گفت ینفر تو کامنتا میگه پسرم درس نمیخونع چ کنم..باید یهت بگم شاید اصا پسرت هنر دوست داشته باشه و فلان..گفتم مامان جون گوش میدی دیگه ؟ مامانم گفت دختر تو رو چیکار کنم اخه از هنرم چیزی حالیت نیس چن بار خواستم قلاب بافی بت یاد بدم یاد نگرفتی از خیاطیم سر در نمیاری این حرفا..بعد ب چشماش خیره شدم و غشش کردم مامانم چشاش عسلیه...گفتم مامان تاپت زرده چشمات زرد شده

گفتم گاش گوشی داشتم اسمتو چش گربه ای سیو میکردم (خیلی دوست داش لیفت شقیقه کنه ولی مشکل قلبی داره اون عمل سنگینه براش خوب نیس) گفت مگ من چشام گربه ایه ؟ گفتم ارر ره :|

هیچی اقا بعد بهش گفتم تو چش قشنگ منی

بعد گفت اگ چشای منو دوس داری زیست بخش چشم رو خوب بخون

:۱ خدا ولم کنین

باز پدرم ب مامی میگه ب دخترم کار نداشته باش من بهش ایمان دارم😂😂میخواسم بگم پدر جان من *****تر از این خرفام دو ملیون پول قلمچی دادی یسوالشم حل نکردم حاجی چ ایمانی ؟ من ی حرومزاده ی واقعی ام !...هیچی اقاـ.ـموندم چ کنم دردای دنیا ریختع تو سرم....کاش کاپیتانم پیشم  بود ..یا حناییم ..مرغ عشقامم دوس داشتم...ولی بخاطر بلایی ک سرشون اومد دیگ نمیگیرم...

کاپیتاااان رفتی ک چی شهههه

البته من در ظاهر میگم رفتی و اینا وگرنه واقعا با جدایی موافق بودم ینی وقتی گفت کات من درجا رو هوا گفتم من ک از خدامه و این حرفا

ب خودشم گفتم ک حاجی ما بهم نمیخوریم ولی بعنوان عشق اول دوس دارم گاهی باهم حرف بزنیم و اینا ...

همین دیگه

و در اخر

هزار بار جانم ب فدایت 😍😍😍😍

سهراب جان

هزار بار جانم فدای مظلومیتت پسر....

پسر ه ی هزاره ی مظلوم !

ثریام دوس دارم زن مهربونی بود

درمورد امیر نظری ندارم

اینا شخصیتای رمان بادبادک باز بود. . . .

راستی یادش بخیر دفتر انشای من تو کل مدرسه میچرخید ولی راهنمایی بودم

کل مدرسه در مورد انشاهام حرف میزدن

سر فرصت مینویسم....اگر فردا زنده ماندم و عمری ماند ...ش

شبتون ب شیرینی عسل

ب تلخی عشق

ب شوری خیار شو ر

و  . . . .

میرم جلوی ماه و طبق عادت همیشگیم میگم :

ماهم این هفته برون رفت و ب چشمم سالیست

حال هجران ت چ دانی ک چ مشکل حالیست

فردا یروز جدیده

بای بای

باز دلم گرفت

برم گریه کنم

بای

خیلی دلم گرفته

کلا هفته ای یبار انلاین میشه

داری چ غلطی میکنی مرد

خدایا یا این پسررو از ذهنم بردار یا منو بکش

مرسی بای