حرفای مامان
یچیزی تعریف کنم ؟ ن نمیکنم مناسب نیس :| ولی امروز مامان جیغمو در اورد فک کرد فرزاد باهام کاری کرد هی میخواس حرف بکشه منم اخر عصبی شدم انقد جیغ زدم ک ب غلط کردن افتاد :| ...دیگ همه چیو میدونه :_)....امروز یواشکی میخواست زنگ بزنه ب پسر عمش ک اطلاعاتیه امار فرزاد و بده ولی پشیمون شد خدا بخیر کرد :||| بیچاره...........گفت با خودم گفتم گربه تو کوچه ارزش داره من برا موش ارزش قائل میشم میرم تله میخرم میزارم این پسر کاردانشی ارزششو نداره من زنگ بزنم حنجرمو خسته کنم..گفت با خودم گفتم ادمی ک انقد بی ارزشه بودو نبودش فرقی نداره بزار ولش کنم
واقعا میخواس زنگ بزنه :| برگام :| من ک بخدا سپردمش با بیخییییی
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۹/۱۲/۲۷ ساعت 21:50 توسط من
|