الان ب مرض خودشیفتگی دچار شدم و فک میکنم همه ی پسرایی ک میبینم اعم از سوپر مارکت و میوه فروش روم کراش دارن _-

اخه واقعا نمیدونم بخاطر دوچرخمه چیه من خودم همه بهم میگن قیافت شبیه بچه مثبتاست بعد اصا یجوری حرف میزنن ی اتفاقایی میفته یجوری لبخند میزنن و ی کارایی میکنن مثلا همون فندق فروشه ک خارج از نوبت بهم داد _- ادم فکرای بد میکنه بعد جالبش اینجاس  ک من ب بهرحال 20 سالمه خب و مطمئنم همشون از من کووچیکترنننننن....اخه چرراااا...شوخی میکنم برام مهم نیس و ب این مسائل پیش  پا افتاده فک نمیکنم ولی چون موضوع خنده داری بود گفتم بگم اینجا راستی امروز کارتخوان 5 تا نره غول پشتم بودم یکم ترسیدم گفتم اول اینا برن ک پشتم 5 تا گنده نباشه منم خودم ریزه میزهههه هیچی دیگ بعد گفتم تو قراره ی شهر دیگ دانشگا بری شجاع باش هیچ غلطی نمیتونن بکنن چون تو سلاحی ب اسسم جـــــــــــیـــــــــغ داارییییی

بعد رفتم یبار رمزو اشتبا زدم یبار شماره کارتو اشتبا زدم اخر پسره میگه : میخوای من برات بخونم عموجون؟؟؟

برگام ریخ و با عصبانیت گفتم نخیر

_- عمو جون

من_-

عموجون-_

پسره ^_^