چن روز پیش اقای دکتر بی مصرف(متاسفم ک انقد بی ادبم ) پیام داد قبلش دوستش پیام داد ک اره فلانی دلش براش تنگ شده و شبا خوابش نمیبره از دلتنگیت گفتم حاجی مارو سیا نکن اسکل نکن (البته همه میدونیم ک اینجوری بهش نگفتم ) گفتم اسکلم نکن گفت گناه داره منم گفتم وقتی داشت تاریخ تولدشو اشتباهی میگفت منم گناه داشتم بعد دیگ جوبشو ندادم دیدم یارو خودش پیام داد قشنگ برگام ریخت یکی نبود عزیزم تو  همون لحظه ای ک با من کات کردی دایکرت دختررو فرستادی  و با همونم رل زدی بعد دلت تنگ شده ؟؟؟ معلوم نی هدفش چیه یکم حرف زد منم گفتم شاید ی درصد دلش تنگ شده جوابو دادم با سردی چون خودم اینکار برام اتفاق افتاده بود گفتم فرزاد جوابمو داد چرا من جواب این بنده خدارو ندم... یکم حرف زدیم و رفت و چن روزه ازش خبری نیست خداروشکر هیچ حسی بهش ندارم کلا از اولم ب چشم برادری میدیدمش ولی اون جنبه نداشت سال کنکر بزور با من رل زد من بچه بودم حالیم نبد تو دانشجو بودی ایندتو ساخته بودی مشاورم ک هستی درک میکردی ک سال حساسیه ..... بیخیال

فقط نوشتم ک ثبت شه

اینم بگم ک ادما خیلی بدبختن مامانم برا خواهرم شمع 18 سالگی نگرفت و کیک هم نگرفت ینی خواهرم تولد 18 سالگی نداشت حالا ک فلان رشته قبول شده براش تولد میگیره کیک میگیره ..حالا من ک حسودی نمیکنم ولی منو ببین حالا ک کنکوور گند زدم هیچکاری برام نمیکنه !!!

همه چی ب جایگاه اجتماعی بنده حتی عشق مادر ب فرزند جالبه خیلی ن؟؟؟؟ چ دنیاییه...متاسفم متاسفم متاسفم

فک نکنم هیچیک باشه ک انقد مادرش دوسش نداشته باشه

بعد بهم میگه بیا بغلم کن آنی انرژی های منفیت بره یکی نیس بهش بگه تو برام تولد بگیر انرژی های منفیم میره حالا انگار من محتاج تولد بودم بحث سر تولد نیست سر قدمیه ک برام بر نداشتی مادر جان سال بعد ک رفتم خوابگا و تولد خونه نیودمم میفهمی ینی چی

حالا بیخیال همش دوساعت بعد یادم میره :||