من چِتَم تو چته

میخوام ی وقایعی رو از خودم بهتون بگم

 یمدت تو  فاز این بود م ک از فرزاد مشروب بگیرم ولی پشیمون شدم ابرومم حسابی رفت چون حتما فک کرده بخاطر پولش بوده :|

یمدتم میخواسم گل بکشم

یمدتم میخواسم با فرزاد کارای بد کنم :||

ولی خب هیچکدومو نکردم و خوشحالم ک احتمالا تو کفه

کسی ک بعد یسال برمیگرده پیشم و  هر روز میگه کی بیام خونتون (سال98) مشخصه تو کفه ×

همین بای :|