دیشب
دیشب خون گریه کردم و یدفعه یادم اومد ی ویدیو ازش دارم ک داره با سگش حرف میزنه صداشو گوش دادم و ارامش گرفتم خوابیدم
شاید دیگ تا مدتی ننویسم چون همش درباره ی اونه و مایع خجالت منه . ..
خدا نگهدار دوستان من . . .
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۰/۰۷/۲۷ ساعت 8:33 توسط من
|