امروز تنهایی رفتم امپول زدم ...کوچیک بودم اسم داشتم و حتی یبار بی هوش شدم و نفسم بند اومد  تو پیش دبستانی منو بردن بهم اکسیژ« وصل کردن و بهوش اومدم...ماهی دو س تا امپول میزدم و اصلا نمیترسیدم ب خودم با اون سن کم میگفتم ی لحظس دیگه

امروز بعده سال ها رفتم امپول زدم و انقد جیغ زدم پرستار خندش گرفت گفت بابا من هنوز نزمد چرا اینطوری میکنی :|

ب مادرمم گفتم جیغ زدم مادرم بهم گفت بی شخصیت :||||