ی ویدیو دیدم دوتا پسر رفیق بودن چالش اینا
میگفت ماشالا پهلوون🤣🤣🤣🤣🤣
(ویدیو خارجی بود مترجم چیزنمک بازیش گرفته بود )
یادم اومد تاحالا تو خیابون دوبار بهم گفتن ماشالااا پهلوون
باز یکیش بعدش گفت نمیدونم پلنگ مازندران ک با این دعوا افتادم
اون یکی با دوچرخه بودم سرعت بالا دیگبیخی شدم
پدر دوچرخمو میخاس ببره باغ گفتم نه
فعلا ببینم میتونم برا هانی ریتالین جور کنم (طبق وستور دکتر میخوره ولی پیدا نمیشه)
آوره
بعد هانی دیوونس نمیخامم بش بگم ناراحت میشه خط چشم میکشه این هوا میره بش نمیدن البته اونا ک*کشن ن هانی
من با عینک و دوچرخه و تیپهمیشگی و بچه مثبتیم میرم و میگم من پشت کنکوریمم گنااه دارم میدن بم
😅😅😅😅ببخشید ک گفتم ولی واقعیت جامعه همینه سلطان :))((
ای فرزاد با دل ما چ ها کردی
بخدا صداشو ک میشنوم اصللا ضربانم..
ن ن
قرار شد بها ندی ب خاطرات و عشق و دلبستگی و این مزخرفات اوکی بی بِِه
راستی دادگاه ِ امبر و جانی رو میبینم غشششش میکنم 😅😅
همینا
بابای.