سکانس یک :

دختر خالم که به گفته ی خواهرم بهش حسودی میکرد به خواهرم گفت وای چقد درس میخونی ول کن بابا و خاهرم بهش گفت نه پس نخونم برم دانشگاه ِ ایکس -؟! 

(دانشگاه ایکس دانشگاهیه که بدون کنکور بود و. دختر خالم دانشجوش بود و اون لحظه دخترخالم پیش شوهرش قرمز شد  و سکوت کرد از خجالت)

سکانس دو :

پدرم گفت آنسه به همه گفتم دوتا دکتر دارم , آبروم نره -؟!

سکانس سه : 

مامانم گفت در مورد دختر همسایه که :  میکروبیولوژی دانشگاه  ایکس رفته و مامانش بهش میگه دکتر ینی‌به فا گفته دکتر ِ 

سکانس چهار :

آنی اون موقعی که درس میخوند. اوایل امسال بخاطر خاطر جمعی به مادرش گفت : اگه یه درصد یچی شد من شب کنکور مردم یا اصلا کرونا گرفتم رفتم دانشگاهه ایکس چی میشه -؟

مامانم گفت هیچی نمیشه ولی باید حد خودتو تو خونه بدونی (همین الان چشام پر اشک شد )

ما که بخاطر تو نمیتونیم به خاهرت پول ِ کمتری بدیم اون موقع همه چی عوض  میشه ! و آنی سکوت کرد و مستقیم  رفت طبقه ی بالا و تا نیم ساعت چقد یادم نی عضلات صورتش فلج شد.

سکانس پنج :

فرزاد تو کاپیتان منی 

فرزادم بهم گفت توام خانوم دکتر منی -!

امسالم بم گفت بخون دکتر شی لیاقتشو داری‌‌‌‌‌‌...آدمای زیادیم بهم گفتن به چهرت میاد ..  .. .

و سکانس آخر خودکشی منه

شوخی میکنم میخاسم جو بدم هاها

سکانس تا دلت بخواد هست

مهندسی آی تی 

کامپیوتر

آرزوی همیشگیم

نشد

خدایا دیدی چیشد

ظلمه بخدااااا ظلمه 

من افسردگی دوقطبی و بیش فعالی دارم ینی دکترا اینطوری میگن که بایپلار و ای دی اچ دی . . . .

من ۷ تا قرص میخورم

۹۷ که فرزاد رفت ۱۰ تا بود ولی ریتالینم میخوردم

ولی الان چون مانیا رو تشدید میکنه نمیتونم بخورم

خدایا این انصاف نبود . . . .

این تهش نبود

من اصا آدمش نیستم

یه سکانس بریم :

مادر آنی وقتی از جلسه  برگشت گفت : وای آنی امروز ویژگی های رشته ی تجربی رو گفت همشوو داشتی تازه یکیش مهربون بودن بود . . . .!

فاکینگ لایف خب ؟

مثین ک باید یکم‌خودمو مثل فرزاد کنم

بتخمم خب -؟

اده من بی ادبم

اده اینا همه انتقامه.آذر ۹۷ زنده نگهم داشتی که این بگاییارو ببینم

من تلاشمو میکنم در حد چند ساعتم شده میخونم

ولی من گفتم یا دندون یا فیزیو 

پارسال چنتا تست میزدم فیزیو رو شاخم بود یادم نیس ولی دامو اورده بودم

ولی  برام مهم نیست.

میدونم من چرت و پرت میزازم

ولی 

اما

ولی

ولی ولی ولی من میدونم شاید خوشبختیم یجا دیگس و زندگی داره منو میبره همون یجا -!

دیشب گریه کردم امروزم همین.

دیشب هانیی آرومم کرد. . . . .

خدایا بسه

خدایا ول کن 

بکشششش بیرووووون .

مامانم دیشب بهم گفت خیلی لوسی

و از اون طرف هانی گفت خیلی قوی هستی و فلان

مامانم همینه

:(

برم هر روز روی نحسشو ببینم ؟

برم ساعت رفت و امد بدم کنترل شم

علی لعنت الله من قوم الظالمین

هاه

نمیدونم چرا نوشتمش ولی نوشتم دیگه .  .. ‌ ‌

بای بای 

خدایا صرفا جهت یا د اوری

<بسه🤘>