نامه ی خودکشیم که ماه ها پیش نوشتمش -!!!!!! بد خطه پس‌ تایپشش میکنم :

زندگی سهم من نبود

زدن آدما بهم ضربه

رفتن مورد علاقه هام همه

منم میرم واسه همیشه

سلام الان که دارم اینو مینویسم تو معدم ۵۰ تا از انواع و اقسام قرص ها است _^ از همتون متنفرم حالم از تک تکتون بهم میخوره من میرم و دیگه بر نمیگردم دیگه دلیلی برای غصه خوردن نیست دیگه برای کنکورم غصه نخورین کاش آذر ۹۷ میمردم و این روزارو نمی دیدم فکر میکردم خدادمنو زنده نگه داشت تا روز های خوبی بهم نشون بده ولی اشتباه کردم چون خدایی نیست !

از تک تکتون عمیقا متنفرم لطفا یادتون نره

متنفرم متنفرم متنفرم         ‌bye forever

از خودم متنفر نیستم چون من جسمم نیستم فراترم

(صفحه ی بعد) :

نمیدونم باید شروع کنم از کجا راستش این هزارمین باریه که دارم این نامرو مینویسم ولی هر بار تو این چند سال نوشتم پشیمون شدم و گریم گرفت!ولی الان نه!

خوشحالم و در پوست خود نمیگنجم که قراره بمیرم وای خدا شما تقاص بدی هاتونو پس میدینو منم راحت میشم وای باورم نمیشه خدایا مرسی که این جرعت رو بهم دادی... لعنت به این زندگی‌من از این لجم میگیره که من آدم بدی نبودم بد کسی رو نخواستم ولی افسرده شدم :) حق من این نبود ولی انتخاب طبیعی آدمایی مثل من رو حذف میکنه هاها haha

Light is easy to love show me your darkness

(صفحه ی بعد دفترچم)

نمیدونم دلیل خودکشیم چی هست ولی این زندگی رو نمیخوام دارم بالا میارم شما که نمیدونین من شب و روز دارم گریه میکنم روز و شب روز و شب روز شب .... دوستام گوشی داشتن تفریح داشتن لپ تاپ داشتن خانواده خوشحال داشتن ولی من یه آدم بی ارزش ِ خار  و ساده لوح  که همه ازش سو استفاده میکنند. کاش پسر بودم و با سیگار و چیزای بد خودمو آروم میکردم ولی  نمیخوام به تباهی برم _ دیگه حرفی ندارم امیدوارم  بتونین بخونین البته من برای خودم نوشتم که دم مرگ یکم آرامش داشته باشم هاهاها

(صفحه ی بعد)

خیلی فکر کردم که خودکشی بی دردیو تجربه کنم بنابراین قرص خوردم و آمپول هوا زدم به خودم ... وای خدا راحت میشم وای اگر بعد من ناراحت شدین میتونین خودکشی کنین واقعا چیز خوبیه کاش سیل بیاد و همه بمیرن و فقط حیوانات زندگی کنن یا ایران بمیره 

از همتون متنفرم

آشغالا ! ! ! وای ببخشید وای من حالم بده دارم چرت و پرت میگم 

دیگه وقت رفتن رسیده .....

دیدار تا قیامت عزیزان لنتی  ♡

dark heart   _ nice soul

*یاد اون پرستار میفتم که اذر ۹۷ خودکشی کردم لومد بالاسرم ! یه دختر کاملا خوشگل و مهربون . . . گفت ببین منم مدرسه نمونه بودم روزی ۱۲ ساعت درس میخوندم ولی حالا پرستارم و راضیم ناراحت نیستم زندگی رد میشه گریه نکن

ولی من گوش نمیدادم تا سه چهار روز حتی یه لیوان آب من نخوردم و نمیخواستمم بخورم و وقتی مرخص شدم تا یه هفته نمیتونیم دستمو باز و بسته کنم چون ۲۴ ساعته سرم وصل بود -!

بعدشم که مرخص شدم و سومین دیدارم با کاپیتان کردم.تو اون هفته ی لنتی ما ۴ بار همو دیدیم ۵ شنبه دیدمش  و گفتم بای فرزاد من کنکور دارم دنبال دردسر نیسم نه ای دی نه شماره

جمعه اومد پیشم هبچکیم نبود و من دیر کردم و دعوا و خودکشی -!  از طرفی دکتر داخلی (جواب ازمایش بررم گفت همه چیت عالیه)بخاطر یکم کم انرژی بودنم بهم ولبان ۱۵۰ داد و اصلا بیخود کرد که داد پزشک عمومی و داروخونه گفتن نخور گفتم نه من باید فلان ساعت درس بخونم اون مشاور حرومیم برام روزی ۷ ساعت میذاشت منم ۲:۳۰ تعطیل میشدم تا ناهار بخورم سه و ۴ باید شروع میکردم قبول کردم و خوردم و از طرفی مستعد  بایپلار بودم و قرصم یهویی قطع کردم. و دیگه نخوردم(ولبان) و همش باعث خودکشیم شد

قرارم با فرزاد یکی از روزای هفته بود منم یروز قبلش که مرخص شدم رفتم و دیدمش گفت قرار بود فردا بیای ولی خب من سکوت کردم چون برای دیدنش نرفتم برای پیست و فک کردن رفتم

گفتم باید جدا شیم ینی دیگ نباید همو ببینیم هنوز قیافش یادمه که یهو شوک زده شد . .  بغلش کردم و برام اهنگ بگو از کجا بیام اتفاقی ببینمت رو خوند با صداش و اونجایی که علی یاسینی میگفت : بگو چی میشه که تو اینطوری بد میشی 

رو با تاکیید خوند

و ادامه . . . .  شاید ادامشم نوشتم !.

الان کمی آروم ترم.