مشهد
خواهر بزرگم از مشهد اومد کلیی نخود و کیشمیش و زعفرون و این چیزا خرید یاد خودم افتادم سال ۹۵ با هواپیما از طرف مدرسه رفتیم کلا فک کنم ۷۰۰ ازمون گرفتن ک چون برگشتن هوا خراب بود با قطار اومدین یکمش برگزدوندن یادمه اون سال کلییی خرید کردم فقط ۲۰۰ تومن نخود کیشمیش خریدم ی روسری خریدم برا مادرم ۸۰ تومن چن وقت بعد تو دست فروش دیدمش ۱۵ تومن دااااااااغم زد 😂😂😂😭😭😭😭😭نامردا برا مادرم عطر کوکوشنلم خریده بودم خیلی دوس داره...هنوزم همونو میزنه ....خلاصه ک اون سال ۸۰۰ ۷۰۰ تومن خرج کردم هیچکس ب اندازه من خرج نکرد کلا پدر من تو مسافرت خیلییی مهربونه اون سال بندر رفتیم جا نبود قشنگ کف ماشینم لباس و وسیله گذاشتیم😂😂خلاصه ک چ دورااانی بود من عااااشق مدرسه بودم تک تک کلمات رو با عشق گوش میکردم و اگ کلمه ای متوجع نمیشدم میپرسیدم تا اینکه سال یازدهم اومد و من ب پوچی رسیدم یهو و همزمان خودکشی و ورود کاپیتان ب زندگیم اتفاق افتاد !! و زندگی برگشت....چ روزای خوبی بود ن؟ چقد دلم تنگ شده دیگ هیچوقت نمیتونم مث اون روزا باشم وای زنگ تفریح یواشکی اسپیکر میوردیم مدرسه میرفت هوا....یبار میکروبون بردیم مسخره بازی.....وایی خدا....چ رقصایی میکردم اخر اخر انقد میرفصیدم رقص پا یاد گرفتم😂😂
همه از تیزهوشان بد میگن اره یکی از دلایل افسردگی و تباهی من جو سنگین تیزهوشان بود چون بچه ها از قبل کلاس میرفتن و نمیزاشتن معلم درس بده حرفشو تموم میکردن و من ک اون موقع نمیدونسم بعد ها فهمیدم رسما اعتماد ب نفسم ب پاااااک (ف) رفت فک میکردم خنگمممممم
هه همشون الان دارن پزشکی میخونن امیدوارم مشروط شن
حالا فک نکنین من از حسودی میگما من یرا بعضیاشون ی بسته شکلا ت تلخ باکلاس خریدم بردم خونشون دادم ولی خب این جو سمیو نمیبخشم....من خیلی درس خون بودم خیلی ....چقد حیف شد
..همه حالا باهم کاپیتانو نفرین کنین
یبار بهم گفت ب من چ وقتی ظرفیت نداشتی نباید با ی پسر ارتباط میگرفتی
بنظرتون کاپیتان راس میگه؟ اخه من ک نخواستم همع چی یهویی شد ! من اون شب بهش گفتم بخدا عین این جملرو بهش گفتم : من درس و کنکور دارم و دنبار دردسر نیسم ! ولی اون لاشی رذل فرداش دوباره اومد سراغم
من...ب
بیخیال.....
بای
ی